از همون راهی که اومدی برگرد!!

عمیق نفس میکشی تا قدم بذاری تو مسیری که نمیدونی آخرش چی انتظارتو میکشه!
میری جلو...انقدر راهو میشکافی و جلو میری که چشمات چیزی جز یه سیاهی مطلق نمیبینه...
یه چیزی دستاتو میگیره تا قدم بعدی رو ورنداری...نمیدونی چیه...ولی حضورشو حس میکنی..
میترسی از برگشتن...
میترسی از اینکه دوباره برسی به همونجایی که همیشه بودی و همه چی مث قبل بشه!
ولی بالاخره...ترست از موندن و برگشتن،ترست از جلو رفتنو پس میزنه...
چشماتو میبندی و یه قدم دیگه میری جلو...ولی چیزی انتظارتو نمیکشه جز یه مرداب عمیق...که آغوششو باز کرده تا با همه ی وجودش تورو ببلعه...
گیر کردی تو مسلخی که هرچی دست و پا بزنی بیشتر توش غرق میشی...
همین که گونه هات از اشکات خیس میشه...میدونی همه چی برات تموم شده...

هیچی دیگه...اونجاس که شونه تو موهات گیر کرده و دیگه جلو نمیره!بسان خر در گل مانده ای نه راه پس داری نه پیش!
هرچقدرم بیشتر تلاش کنی واس بیرون کشیدن شونه،بیشتر گند میزنی بهش و به استغفار میفتی!
تو دلت به هرچی مو صاف و مو لخته بدوبیراه میگی و اشک ریزان ومویه کنان و نعره زنان با خدا راز ونیاز میکنی که بین این همه آدم صغیر و کبیر تو کره خاکی چرا تو باید
مو فرفری باشی!!
-فرفری نامه-جلد دوازدهم-فصل اندر مصائب شانه به زلف کشیدن-صفحه شونصدو نود و هشت-

پ.ن:وقتی شونه تو موهات گیر میکنه و مجبور میشی با قیچی از لابه لای برس درش بیاری و از شدت خشم به گزاف گویی میفتی!!!

پ.ن:اینایی که موهاشون فر نیست...بخوان از شدائد و مصیبت ها و رزایا و رنجهای زندگی با من حرف بزنن با پشت دست میکوبم دهنشون که جای دندون نیش و عقلشون با هم عوض شه...-_-


MasiRika
BAHAR* Alone
خانم اجازه؟
ما فر نیستیم:))
آروم بزن فقط سیم تو دهنمه:دی
واااای عکسه رو:)))
فر بودن خودش عالمی داره دختر...
چی چیه صاف میوفته رو شونه ت://

تو بیشتر از بقیه محتمل خشانت منی بهار!!:))
عزیزززم!!سیم تو دهنمه!:)))))))))))
عالم بدبختی...بیچارگی...!:)
سیم تلفن بودن خوبه؟!:دی

مهر2خت 69
؛دی

:)

فَر یا
من در ابتدای پست :((

من در اواسط پست :|


+اولش شبیه چشم من به اونجا بود، پشت اون کوه بلند ولی دست سرنوشت ، سر رام یه چاله کند بود=))

قصدم همین بود! :دی
+وای یاسی خیلی خودجوش تیکه اوج آهنگ تو ذهنم پلی شد!
من همونم که یه روز ...میخواستم دریا بشم...

جیرجیرک .

عوضش شیرینکین دیگه :دی

شیرینی زیادی دل آدمو میزنه بالاخره!:دی

ر. کازیمو
مگه موی فر هم شانه میخواد؟ :)

فقط انسانای نخستین تصور میکردن که مو نیاز به شونه نداره!^_^

دیاز پام
خوبه که.
فِر خوبه. 

تازه میشه لای موها چیزمیز قایم کرد.

من به شخصه بار ها شده یه هفته بگذره و بفهمم گل سری که گم کردم لای موهام بوده!:|

رستاک :)
ببین وسطاش داشت گریم میگرفت:|
چرا با روان ملت بازی میکنی اخه؟؟
بدم بندازنت تو گونی؟؟؟

عزییییزم!:دی
خوش میگذره!^_^

وی :)
انقد این چیزارو تجربه کردم که دیگه شونه میبینم جیغ میزنم -_____-

توئم فرفری بودی نه؟!:) *_*

negin
اوایله پستتو خوندم خواستم ول کنم ی زنگ بزنم بت ببینم همه سالمن اینقد ک مصیبت داشتی تو😑
درهرحال ماموفرفریا دوس داشتنی ترین موجوداته روزمینیم چ شونه گیر کنه چ شونه گیر نکنه😊😊

من همیشه مصیبتم دیگه!:)))
سقف آجی جان سقف!^_^

یا فاطمة الزهراء
:)) 
موی فر خوبه هااا
البته منم موهام فر نیست ولی اندکی موج داره :دی نه مثل فرفریا شونه گیر میکنه نه خیلی بی حالته و وله :دی 
حس برتری دارم :)) حس شاخ بودن :)) 

خیلی نامردیه واقعن!:)))
یکی مث من سیاه بخت یکیم مث شما....:/

BAHAR* Alone
اگه عکس پایین وبته...عاره خوبه:))سیم تلفن وحتی سیم ظرفشویی!!
:)))

آره اون عکس خودمه!:)
مگه این که تو بهم اعتمادبنفس بدی!*_*

دیاز پام
بعد اینکه وقتی از مصائب مو حرف می زنین ماها که موهامون میریزه رو صدر جدول بذارین.
مرسی
-__-

منم جزو این دسته م!:دی
خیلی شرایط بدیه واقعن...آدم حس میکنه داره کچل میشه!:|

ر. کازیمو
ولی جدا از شوخی بنظرم فر‌ خیلی خوبه. میشه توش کیک پخت و اینا. چیز به درد بخوریه اصولاً :دی

بعله بعله!از همه مهمتر پیتزا!^_^

فرید صیدانلو
اهم اهم ^___^ 
بله ازینکه با شخصیت کودک انیمیشن هتل ترانسیلوانیا مقایسه بشم راضی ام :))) 
یادمه تابستون برای تمرین بعد از ظهر میرفتیم جنگل،هرروز ساعت سه تا هشت شب جنگل بودیم و تئاتر تمرین میکردیم وقتی میومدم خونه میرفتم حموم همیشه بین موهام برگ بود و تیکه چوب :/ خلاصه انسان های عجیبی هستیم.
همون موقع که پست رو گذاشتی اومدم یه خطشو خوندم و فک کردم چقد مصیبت باره و چون حال خوبی نداشتم نخوندمش و گذاشتم برای بعدا :دی الان اومدم بخونم و اماده درد و دل بودم که دیدم انتهاش به جای دیگه کشیده شد :دی 

وای من عاشق اون بچه ی موفرفری بودم...اسمشم یادم نمیاد هرچقد فک میکنم!:|
وای چقد لذتبخش... :)
برگ و تیکه چوب عااااالی بود!:))))))))))))))
ازنظر من که تا انتهاش مصیبت بار بود!!نمیدونم شماها چجوری به چشم فان به این قضیه نگاه میکنین!:دی

فرید صیدانلو
دنیس بود اسمش :دی

عه آره...دنیسویچ!!:))

BAHAR* Alone
دنیس موفرفری هویج:)))عشق منه^_^
فکر کن مسی...بچه ت اون شکلی شه^_^

خیلی جیگر بود!*_*

شبیه سیم ظرفشویی میشه بیشتر!=)))

BAHAR* Alone
:/ به دنیس من نگو سیم:دی
:)))
اصلا از فواید سیم ظرفشویی اگاهی؟؟:))

چشم به دنیست هیچی نمیگم دیگه!:دی
جز سابیدن دیگای سوخته فک نمیکنم فایده ی دیگه ایم داشته باشه!! :))))

پرهـ ـام
با قلبی مملوء از تاثر، آرزو میکنم که پیشرفت علم در آینده بتونه درمانی برای این معضل عمده و همچنین معضل دیگر شما یعنی "مژه درد" پیدا کنه.
و من الله توفیق

پ.ن. اون جریان گم کردن گل سر توی مو حقیقت داشت یا صرفا زاده ی تخیل نویسندگان برنامه بود؟؟:|

اصن الان اشک قدردانی تو چشام جمع شده!!*_*
از مژه درد نگو که دلم خونه! :"(

پ.ن:نه جدی بود کاملن!!یه چیز عادیه تو ما موفرفریا!! :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان