هزار و یک شب :)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
این یه دعوتنامه س!برای هرکی که داره این پستو میخونه!:)

سالای دور‌که هنوز نوار کاستا تو ضبط صوتا میچرخیدن ،مادربزرگا تو جیب پیرهن گلگلیشون،کنار نخودچی کشمشا یه عالمه داستان تازه نگه میداشتن و شبا‌ به جای نور گوشی و مانیتور و تبلت،با صدای قصه گوهای رادیو خوابمون میبرد،شاید فکرشو نمیکردیم یه‌‌روزی انقدر همه چی بچرخه و عوض شه که دیگه دل به صداشون ندیم و از اون روزا فقط برامون دلتنگی باقی بمونه!

فکر میکنم حالا که ما طعم داستانای قبل خواب رادیو و قصه های نوار کاستی رو‌ چشیدیم،نیاز باشه دینمونو ادا کنیم و نذاریم آینده هامون این حس قشنگو تجربه نکنن،برای نسل بعدیمون،برای لیلی جان انگور خانوم که تازه قدم تو دنیامون گذاشته،برای کوچولوی مبهم جان که هنوز چند قدمی باهامون فاصله داره!یا حتی برای خودمون،که چند شبی رو با قصه های همدیگه خوابمون ببره!

    ازتون میخوام هر چندتا داستان که دوست دارین،فرقی نداره با چه مضمونی یا چه رده سنی ای،با صدای خودتون بخونین وضبط کنین و برامون بذارین!    


+منم با اسمتون میذارمشون گوشه ی سمت چپ وبلاگ یادگاری!:)

+برای پیدا کردن داستان میتونین از این سایتا استفاده کنین : + +

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


MasiRika
علیـ ـرضـا
متاسفانه صدای من بدرد قصه گفتن نمیخوره وگرنه استقبال میکردم :))

پسون فردا بچه ور انداختی میخوای چجوری‌براش قصه بگی پس؟!:))

از الان تمرین کن!:)

Mr. Moradi
می‌دونید که صدام خوب نیست آخه :| :))) 

یه کف دست اعتماد بنفس ندارین چرا آخه!:))

منِ مُبهم
سلام 
الههیییی ،چه ایده ی خوبیه
حتما شرکت میکنم برات میفرستم😍😍🙌🙆✌✌✌❤❤❤

سلام عزیزدل!*-*

ای جونم مرسی خاخوری جان!*-*

علیـ ـرضـا
رفتم یه چنتایی داستان خوندم ولی خودتون در جریانید که صدام بیشتر به درد اخبار و اینا میخوره :)))) خودت گفتی صدای من تحکم داره دیگه :))

با تحکمت بیا برامون یه شنگول و منگول بخون دور همیم حالا!:)))

دختر آفتاب ..
صداهای خوب رو گوش میدم:)

ولی نمیخونم:|

چالش تون پایدار:))

چرا نمیخونی؟!:)

مرسی عزیزم!:))))
+اولین باره اینجا میبینمت،خوشآمدگویی و اینا!:*)

آقاگل ‌‌
سلام.
بسی خوب. :)
من بعنوان بدصداترین جمع حاضر با اعتماد بنفس کامل میام شرکت میکنم که بهونه ای برا اونایی که میگن ما صدامون خوب نیست نمونه. 
داستانای صمد بهرنگی هم خیلی خوبه. یا قصه های خوب برای بچه های خوب. :)

سلام!:)
چقد متواضع آخه!:))
لطف میکنی شما آقاگل عزیز،خوشحالمون کردی!:)
چقد این‌کتابا‌ شیرینن!:)صمد بهرنگی نازنین با اولدوز و کلاغهاش،آذر یزدی با کتابای رنگارنگش،روحشون شاد باشه❤

دختر آفتاب ..
حالا دیگه:)

بذارین پای صدای نامناسب:)
منم واقعا خوشحال شدم از اشناییتون:)
 دیشب به خاطر کارت عروسی خیلی خندیدم.دمت گرم:)

هر‌صدایی زیبایی خاص خودشو داره!:))

 عزیزمی!*-*
بنده خداها ساخته بودنش که ماها بشینیم باهاش اشک بریزیم،بدونن استفاده عکس کردیم خودکشی میکنن!=)

محمود بنائی
خب دیگه دوستی مثل تو بخواد و بگیم نه‌؟  نمیشه که! اولین فرصت، با یک داستان خوب و یک موقعیت خوب! میخونم و میفرستم برات. انشاله! 

لطف داری به من!:))

من که سر همون جریان بمبرمن‌م هنوز متشکرتم!:)))
خیلی خیلی مرسی!🌸_🌸

پرهام :
چه قشنگ که پست رو شبیه کارت دعوت درست کردید!:)
راستش رو بخواید از دیشب که این پست رو خوندم توی کمدم! دارم هی صدام رو ضبط میکنم و هی گوش میدم و هی به خودم فحش میدم که چرا انقدر صدام داغانه و چقدر ضایع میخونم! (اعتماد به نفس تکه پاره ی من رو که خبر دارید ازش!) تا حالا هم تو عمرم جایی ویس نفرستادم خیلی عادت ندارم . یعنی نمیخوام نتیجه ی کار یه چیز معذب کننده ی ضابع بشه! حتما کار میکنم روش ولی خب اگه نشد ببخشید :(

خواستم یکم متفاوت تر بشه که فک نکنم زیاد موفق عمل کرده باشم!:دی
=))))))))))))))))))) کلن از تیکه پاره م یه چیزی اونور تره!ذرات اعتماد بنفست تجزیه شده!:)))
شما هرچی بفرستی قابل قبوله و مارو مفتخر کردی!:)))

منِ مُبهم
سلام داستان رو برات میفرستما
فقط چون باید استراحت کنم الان پیش مادرشوهرمم روم نمیشه جلوش صدا ضبط کنم😐
تا پنجشنبه خونه مامانم میرم ضبط میکنم❤❤❤
خواستم اعلام کنم یادم هست😍

فک کنم تا دو هفته ای ادامه داشته باشه عجله نکن هروقت که شرایط خوب بود بفرست بلمیسرجان!*-*
عزیزدلم مرسی!*-*

پرهام :
راستی صدامون رو کجا باید بذاریم؟
بذاریم توی وبلاگ یا بفرستیم برای شما که یک دفعه منتشر بشن؟

اگه دوس داشتین یه پست تو وبلاگ خودتون بذارین ،یه لینکم به من بدین که بذارمش!:)
توروخدا ببین همینجوری تو هوا گفتم ضبط کنین بفرستین!نه گفتم چجوری بذارین نه گفتم چجوری بفرستین!!انقد آدم حواس پرتیم!:))

کنت دراکولا
آخه صدا ندارم که:(
+ولی میفرستم.:)))

صدا به این خوبی چرا عیب میذاری رو خودت خب؟!:))
+عزیزدلی!:*

Pary darya
((: میشه تکه ای از کتاب باشه داستان کوتاه خوب پیدا نمیکنم

اگه بشه کلیت داستانو ازون قسمت متوجه شد مشکلی نداره خواهری! :)
میخوای اینجارم یه نگاهی بنداز :
http://dastanmag.com/category/story/

صخره .
وا خاک عالم:-D علیرضا اصن بت نمیاد این مدلی با کسی حرف بزنی:| 
مسی راس میگه تازشم^^ یه شنگول منگول برامون بخون خب^^


+مسی مسی مسی
منم بااااااازی:-D 

منم حس کردم یکم زیادی مودب می نماید صخی!شخصیت واقعیش نیس نه؟!^_^

+ای جونم چشممم!*-*
پیش پیش مرسی!:*

صخره .
چراااااااا شخصیت واااااقعیییشه

از کشش کلمه هات کاملن معلومه!😀😀😀

صخره .
علیرضا به خدا من گفتم شخصیت واقعیته ها
مسی خودش باور نکرد:|

نه خیالت تخت صخی،به علیرضا بگو باور کردم!!😁

صخره .
اخیییییش^^ باوجد:-D

😁😁😁😁😁

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان