من امروز اون خرمالو رو از شاخه چیدم‌و گذاشتم تو جیب ژاکتم


بهم میگفت نوزده سالگی مثل آخرین خرمالوی درخت تنهای گوشه ی دیوار میمونه...نه اونقدر‌ رسیده که بتونی طعم گسشو‌ تحمل کنی،نه اونقدر‌‌ی کاله که بشه ازش دل بکنی و بذاری رو شاخه بمونه. 28 / آذر / 96



Lili......Aaron.......متن

+۵سال پیش که روز تولدم بهش گوش میدادم‌ لیلی خودم‌میشدم و‌به خودم میگفتم I'll be your guide ...امسالم به خودم‌ میگم،ده سال دیگه م اگه باشم باز‌ میگم there's still a place for people like us

MasiRika
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان