مینیمال ویشز! (2)

کاش همین امشب یکی بیاد زیر پنجره ی اتاقم سوت بزنه،برم لب پنجره ببینم داره یه جعبه رو تو دستش نشونم میده!

به یه سبد کاموا ببندم بفرستمش پایین که جعبه هه رو بذاره توش ،

وقتی سبدو کشیدم بالا و جعبه رو واکردم ببینم توش پر از لاکای رنگارنگه،وقتیم خواستم سرمو برگردونم تا ازش تشکر کنم ببینم رفته....

بعدش برم بشینم رو تختم و لاکارو دورم بچینم... تا صبح به ناخونام لاک بزنم وپاک کنم و باز دوباره لاک بزنم و سانتا لوچیا گوش بدم...

همینقدر بچگانه و احمقانه!...

+


santa lucia----------moheb ali bakhshi

+مینیمال ویشز!(1)

MasiRika

تو مال من باش...من این لباس ها را آتش میزنم...!

 

تو زندگی هممون یه سمیره هست...

که تحمل نبودنش مرگه...که وقتی زندگیت دستشو گرفته و با خودش میبردش سینه می دری و نعره میزنی :

رضا!...سمیره حُبّی....یعنی مال منَه...یعنی عشق منَه...اما ولی....بیای جلو میکُشُم!!

عقلت بگه بزن،بذار نابود شه...بذار فکرش بمیره...

ولی تو دستتو از رو ماشه ورداری و فکر کنی چقدر این آدمی که به تو و دوست داشتنت پشت کرده و داره تنهات میذاره رو دوست داری...!

کاش همون لحظه یکی بود...تکونمون میداد...یه سیلی میزد تو گوشمون و میگفت : بزنش فؤاد...قبل اینکه قلبتو نشونه بگیره و نفستو ببُره بزنش...

+

خوشا فصلی که دور از غم...همه شانه به شانه... |صحنه ی فیلم روز سوم | مهدی ساکی

 

 

 

MasiRika ۱۹ نظر

laputa



Sheeta:No matter how many weapons you have

no matter how great your technology might be

...the world cannot live without love

#castle_in_the_sky


+مهم نیست چقدر اسلحه داری..مهم نیست چقدر ممکنه تکنولوژیت پیشرفته باشه...دنیا بدون عشق نمیتونه زنده بمونه...

MasiRika

بینش ما نیاورد،طاقت حسن روی او!



بارالها پروردگارا ....ازین چیز میزا که تو گِل پارسا پیروزفر ریختی نمیشد یه چیکه تو گِل ما بریزی عزیزدلم؟!
MasiRika

اندر خم بلاگفا!

 قبلن خیلی شرایط پیچیده ای بود تو وبلاگا!علی الخصوص بلاگفا...طوری که لوازم جانبی وب از خود نوشته ها مهم تر بود!

هرکی تو وبش تعداد اجناس و اشیایی که از این ور صفحه پرت میشد اونور صفحه بیشتر بود ،لاکچری تر و شاخ تر بود!

یه موردم بود... قلبایی که میریختن پایینو روش کلیک میکردی میترکید کلی خنزر پنزر از توش میریخت بیرون...کلن انقد بند و بساط تو وبشون پخش و پلا بود نمیتونستی بخونی چی نوشته!!

البته فرقیم نداشت فی نفسه!!همشون یا شکسته عشقی خورده بودن ...یا هنوز شکست عشقی نخورده بودن!

ازونور یه سری چیزای اجق وجق پشت سر موس را میفتاد!نمیدونم چی میخواستن اونا از جون موس! مثلن چرخ میخورد ساعت میشد...قلب بود که آتیشش فواره میزد...یا مثلن ولکام تو مای وبلاگ بود و از همین دری وریای مرسوم!!

به شخصه یکی از سرگرمیای مفرحم این بود که موسو تند تند تکون بدم که اونا جا بمونن!!بعد که جا موندن مث اسب ذوق کنم!!!...همین بود تفریحاتمون خلاصه!!

یه آهنگاییم بود که وبو وا میکردی خودجوش برات پلی میشد که خب اگه اسپیکرت اتفاقی روشن بود و ولومش بالا ،فحش و بدوبیراه به بالا پایین وب طرفو به دنبال داشت!

غالبن هم یا آهنگ عشق اول مهدی احمدوند بود،یا یه آهنگ از سلنا گومز!

یه آپشنم اواخر فروپاشی نظام بلاگفا اضافه شده بود....صفحه خوش آمد گویی!!یه پرده قرمز 8 متری آویزون میشد جلو وب!دیگه سرعتای نتم که خودتون خبر دارین...دو ساعت باید میموندیم تصویرش لود شه!!

کامنت دونیام که چت روم بود..دوستان همونجا آشنا میشدن...تبادل نظر میکردن...عاشق میشدن...خونواده هاشونو میاوردن تو کامنتا باهم آشنا شن...همونجا بله برون و عقد و عروسیم میگرفتن تموم!یه سری عزب اوغلی مث ماهائم تو کامنتا محض شلوغی پخش و پلا بودیم بی اهمیت!!بود و نبودمون فرقی نداشت کلن!

خیلیم کم پیش میومد یکی عکس از خودش بذاره یا آدرس فیسبوکشو بده یا آیدی یاهوشو!کلی تصور تو ذهنت از چهرش تشکیل میشد!

باید اعتراف کنم تصورم از قیافه ی یکی از دوستان یه چیزی تو مایه های برد پیت بود که نشسته با شلوار کردی بلال باد میزنه...در عین شیک و پیک بودن خیلی صمیمی بود باهات!

یه موردم بود تو وباشون رمان دنباله دار مینوشتن،شخصیتاشونم خودشون بودن و دو سه تا از خواننده های وبلاگ... به علاوه آرمین تو ای اف ام و امیرتتلو و رضایا و ساسی مانکن و ازدلان طعمه و نظیروا!گروه دوم گروه اولو میخواستن!گروه اولم امتناع میکردن تا اینکه در نهایت همه با هم مزدوج میشدن قضیه به خیر و خوشی فیصله پیدا میکرد!!

خلاصه که آدمای داغونی بودیم!!اون یه سال تعلیق بلاگفا و شتک پتک شدن وبلاگا لازم بود واسمون!!

این مملکت دیگه تحمل این حجم از یاوه گویی و جفنگ پراکنی رو نداشت!کد شکلک خنده فیسبوک

پ.ن : این آهنگه م خیلی رو وبلاگا بود!!قشنگ غم غروب جمعه میندازه تو دل آدم!!



پ.ن 2 : کسی وب proudly_young و یادشه؟! :)

 

MasiRika ۲۶ نظر

164.

این آهنگ "ممد نبودی ببینی.." رو صفحه دسکتاپ مغز هممون هس!

ازون فایل سنگیناس که وقتی پلی میشه تا فیها خالدون سیستم هنگ میکنه!

قشنگ یه پنج،شیش دور ریپیت میشه روان آدمو به هم میریزه!

MasiRika

در ستایش اسطوره!❤

+آهنگ One Summer's Day از موزیک متن انیمیشن شهر اشباح با آهنگسازی Joe Hisaishi

 

غم انگیز ترین جمله ای که تو چندماه اخیر خوندم مصاحبه ی هایائو میازاکی بود که گفت : برای مرگ آماده م.

کم شدن همچین آدمی از دنیایی که داریم توش زندگی میکنیم غیرقابل تصور و دردناکه!میازاکی تو دنیای انیمیشن تنها کسی بود که روح طبیعتو نشونمون داد...

بهمون فهموند درختا زنده ن!دریاچه ها نفس میکشن!و ما آدمای بی رحم چجوری داریم نفسشونو ازشون میگیریم.

بهمون یاد داد رویاپردازیامون میتونن محقق بشن!به آرزوهامون تصویر داد...باهاش عشقو تجربه کردیم...دوست داشتنو تجربه کردیم... و پروازو!

کسیه که تو بطن جنگ جهانی بزرگ شده و بخاطر همین چهره ی واقعی جنگو ریخت تو انیمه هاش تا بفهمیم چقدر این دنیا با جنگ،زشت و منزجرکننده س!

تو انیمیشناش برخلاف والت دیزنی در حق بچگیامون خیانت نکرد!

همینه که میازاکی رو تحسین برانگیز میکنه...و دوستداشتنی!

عاجزم از وصف این مرد!

انیمیشناشو ببینید...تو مفاهیم فیلسوفانه ش غرق شین...و برای نسل آینده حفظشون کنین!:)

 

پ.ن:گذاشتن این پست مصادف شد با یک سالگی وبلاگم ! :")

چیزی هست که تا حالا خواسته باشین بهم بگین؟!سوالی حرفی فحشی بدوبیرایی چیزی؟! :)

اون 10 نفر دنبال کننده ی خاموش نمیخوان رخ بنُماین؟!میشه حداقل ناشناس کامنت بذارن ببینم دلیل خاموش بودنشون چی بوده؟!:)

MasiRika ۲۶ نظر

بیشعور کیست؟!



بیشعور اینه!!همین!دقیقن همین!

با اون حجم گرما و شلوغی و ازدحام!یکی مث من استرس درس داره میخواد زودتر رایشو بده تموم شه بره خونه به خر زنیش بپردازه...یکی حامله س...یکی پا درد داره...یکی انواع و اقسام درد و مرضارو با خودش حمل میکنه...یک خسته س...یکی مونده س...هممون دو ساعت بمونیم تو صف...که یه از لطف خدا جامونده ای بیاد اینطوری حماسه آفرینی کنه و واسه شوهر تحفه ش قلب بکشه و نمک بپاچه!

خب من الان بهش بگم گاو که خود گاو به شخصه با مظلومیت زل میزنه تو دوربین مهران مدیری!چی بگم این دل زخم خورده م یکم آروم شه؟!

میشستی خونه واس شوهرگلت با عشق قرمه سبزی میپختی وقت ملتم نمیگرفتی خانوم خیارشور!

بعد واسم این سواله که شوهر مهربانش با دیدن این عکس خرذوقم میشه بابت این حجم از بیشعوری همسرش؟!

کار بزرگیم کرده البته...جا به جا کردن مرزهای بیشعوری به این متراژ واقعن کار مشکلیه!

+یعنی "سالومه سیدنیا" و "فرهاد مجیدی" و ... کمتر اذیتم کرد تا این "همسر عزیزم"!

پ.ن:موقته احتمالن!!یکم بنویسم آروم شم از دست این اعجوبه ها!!از وقتی مامان عکسو نشونم داده هی عطش صلات ظهری که رای دادیم میخوره تو صورتم!!-_-

MasiRika ۳۰ نظر

شبحی در واپسین دم عصرگاه!



مثلن بگم... من ز فکر تو به خود نیز نمی پردازم

نازنینا تو دل از من به که پرداختی؟

#سعدی


+حالا درسته اویی وجود نداره که از فکرش کنج عزلت بگیرم و به خودم نپردازمو هپل و پریشان زلف واس خودم تو خونه چرخ بخورم  و برحسب اتفاق اون او دلشم به کسی پرداخته باشه خبر مرگش!!-_-

ولی خب  عذرتقصیری باید میبود به درگاهتون بابت آشفتگی‌ظاهریم!^_^


پ.ن:خوبی ورداشتن کد امنیتی اینه که راه به راه واس پستای قدیمیت هرزنامه میاد!وقتی میری تو هرزنامه اسم پستاتو میبینی و میفهمی چقــــــــدر پستای قدیمیتو بیشتر دوس داشتی!!یه روزیم میرسه که همه ی پستای سیاسی و درددل گونه و احساسی طور و غیره رو حذف میکنی و خودت میمونی و حوضت! :)

کد امنیتیاتونو وردارین!:)


پ.ن۲ :شاید بعدها یه وبلاگ زدم از تصویر کامنت خصوصیای ناشناسم!یا دست کم اونایی که اسم دارن ولی هیچ راه ارتباطی ای باقی نمیذارن!
حس عجیبیه وقتی خودِ خودِ واقعی یه آدم واست کامنت میذاره و برات آرزوی خوشبختی میکنه یا بهت نوید میده که بابت افکار و اعمال پلیدت به قعر جهنم سقوط میکنی!یا بهت میگه چقدر حقیری و حالش از تو شاد بودن الکیت بهم میخوره!یا مث آخرین پیام ناشناسم،بهم بگه امیدواره جایی که مظلوم واقع شدم آدمایی باشن که بدون اینکه خبر داشته باشم ازم دفاع کنن!:)
MasiRika ۱۴ نظر

ترانه هایی برای رقص مرگ (1)

انقدر این آهنگ پر از مفهومه که چیزی نمیشه گفت برای توصیفش!

هممون شنیدیمش..هممون بارها بهش گوش دادیم!ولی شاید معدود افرادی از ماها به صدای ظلم و بیداد و تبعیض و تنفر و... توجه کرده باشیم!

بوی گندم یکی از آهنگاییه که عامل حبس داریوش و شهیار قنبری تو دوران محمدرضاشاه پهلوی بود.

اوج آهنگ بیت آخرشه... یه وجب خاک مال من...هرچی میکارم مال من!

یه بار دیگه بهش گوش کن!!این بار با چشمای بسته و تصور کلمات محزون داریوش!

 


  بوی خوب گندم- داریوش     ترانه سرا :شهیار قنبری     آهنگساز : واروژان  دریافت
 

+اهل طاعونی این قبیله مشرقی‌ام....تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ

MasiRika ۱۰ نظر

تصور من از چند تن از همسایگان!!

-دییییییینگ!

+سلام خانوم چیز!خوب هستین شما؟!جانم کاری داشتین؟!

-سلام گلم...این بچه هه که قرمز پوشیده بود مال شماس؟!

+آره عزیزم چی شده مگه؟!

-هیچی نون گرفته بودم داشتم برمیگشتم خونه...دیدم مث اینکه ماشین زیر گرفتدش!

+عه؟ای وای...جواب باباشو چی بدم حالا؟!چیزی ازش باقیمونده؟

-نه بابا هِشتَر و وِشتَر شده....یه دمپایی مونده ازش فقط!!=)))))))))

+خدا نکشدت!!=))))))))))

بذا این سریاله تموم شه میرم یه سر ببینم باز چه خاکی به سرم کرده!!

مرسی خبر دادی!

-قربونت برم...خدافظ!!


پ.ن:میشه بچه هاتونو سر ظهری ول ندین تو کوچه؟!

ما هیچی...با این حجم از تولید اصوات ،حنجره ی خودشون جر میخوره...

MasiRika ۱۷ نظر

155.

- چه بد کردم؟چه شد؟ از من چه دیدی؟         که ناگه دامن از من درکشیدی؟*

+ چون رو پروفایلت نوشتی تا 1400 با روحانی! :(
  چرا ننوشتی تا ابد با عشقم؟!دیگه دوسم نداری؟! :(

- :| 
last seen a long time ago..


*فخرالدین عراقی
MasiRika

میفرماین:آیا در حال حاضر کنسرت مسئله مردم است؟!

خیر عزیزم...خود کنسرت به نوبه ی خودش مسئله نیس

مسئله اون تفکریه که حتی جریان ساده ای مثل موسیقی رو قبیح و حرمت شکن میدونه.

من از این تفکر خیلی بیشتر از لغو کنسرت هنجارشکنانه ی کیهان کلهر تو مشهد میترسم!

پ.ن:بعد دیدن مستند تبلیغاتی #کنسرت_مردم به خودم حق دادم بابت تخلیه اون حجم از عصبانیت با نوشتن این پست ! 


MasiRika ۲۷ نظر

اگه میشناسیش یعنی بچگیتو تو یکی از بهترین دوره های ممکن گذروندی!

 

فردی که در تصویر مشاهده میکنین خواننده ای آلمانی به اسم الکس جولیگ هستن که در زمان های دور فاتح القلوب دختران سرزمین پارس لقب داشتن!

سنگین،رنگین،بسیار باشخصیت و جذاب!

در کل دوتا دونه موزیک ویدئو داشتن که با همون دوتا دلبری میکردن!!تازه همونم نمیفهمیدیم چی میخونه!صرفن چون صداش خیلی خاص بود گوش میکردیم!!

این عکسم مربوط به یکی از موزیک ویدئوهاشه،که دختره هرچقدر داد و فغان میکرد،الکس جان یه نگاه لوند و گذرا بهش مینداخت و با یه لبخند دلفریب و دخترکش میفرمود : یا!ایچ ویل!

متاسفانه به علت مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی از گذاشتن لینکش معذورم!

شایعه مرگ فرد مذکور اون زمان نصف جمعیت ایران رو داغدار کرد!ولی خب لازم به ذکره الان سُر و مُر و گنده داره واس خودش قان قان موتورسواری میکنه!در حال حاضر هم بالغ بر 90 درصد فالوورای اینستاش ایرانین،چون خود آلمانیا کلن به خوانندگی قبولش ندارن!!

این آهنگشو مطمئنن همه شنیدن! :)


دریافت
 
پ.ن :خیلی نوستالژیه!!خیلییی!گذاشتمش برای آیندگان!انشالله که باقیات الصالحاتی برای من باشد!^_^
+اون یکی آهنگ معروفه!

دریافت

 
MasiRika ۲۰ نظر

اسطوره مظلومیت!

حال پنگوئنو هیچکسی نمیتونه درک کنه!

بال داره...پر داره...نوک داره...تخم میذاره...اصلن و شرعن و عرفن پرندس...ولی نمیتونه پرواز کنه!

هی باید رو یخ لیز و ویز بخوره تف و لعنت به خفاش بی پدر مادر بفرسته!


+جای منم که بحمدالله با کوآلا عوض شده...همش خوابم میاد..همش لَشَم!

MasiRika ۱۶ نظر

انتخاباط!

رای من اون کاندیداییه که وعده انتخاباتیش برگردوندن طعم قبلی پفک نمکی‌باشه!

+برادر جان میفرماین: گند بزنن به اون مملکتی که تو قراره به‌رییس جمهورش رای بدی!!

+ولی جدن پاشن برن توجه به قشر مظلوم جامعه رو از ابی یاد بگیرن!همیشه با آوای «اون عقبیا حال میکنن؟!» جویای احوال محرومان از صفوف جلوی کنسرتش بوده!^_^

*عنوان به زعم از فرهاد جعفری!از ریشه خبط!

MasiRika ۱۲ نظر

بی بختی بای دیفالت در من نهادینه شده اصن!!

من هی میگم شانس منو بید زده...هی شما انکار کنین...هی بگید نه!!

الان اصلش این بود من تو بریتانیا بدنیا میومدم و پرورش  می یافتم و به زندگی عادی خودم ادامه میدادم، خلاصه که سربه زیر میرفتم دانشگاه و سر به زیر برمیگشتم خونه...

بعد ملکه الیزابت منو تو یه ختم انعامی سفره حضرت ابلفضلی چیزی میدید...میگرفت واسه نوه ی لعبتش هری!

هم من این همه مصیبت نمیکشیدم،هم اون هری طفل معصوم میفهمید زندگی با یه دختر فرشته مسلک و حوری سیرت چجوریه!

خدایا این حرکتت که گردالی قرمزه ی منو تو گوگل مپ با دست کشوندی از بریتانیا انداختی ایران ظلمه به این برکت... نه حق من بود نه حق پرنس هری بدبخت!

MasiRika ۱۹ نظر

شماره روابط عمومی شبکه 4 چنده؟!

یه بارم اومدم بشینم حواسم نبود نشستم رو  عدد 4 کنترل تلوزیون،خودجوش رفت کانال 4!
دیدم یه مرده با شلوارک خال خال پشمی بنفش دو زانو نشسته رو صندلی داره تو نعلبکی چاییشو فوت میکنه!
انقدر از غیر مترقبه بودن حضور من معذب شد که هول ورش داشت دستش خورد به میز، لیوان چایی چپه شد ریخت رو سیم پیما شبکه رفت هوا...یکی از تو اون تاریکی داد زد آبجی شرمندتم فعلن این مستند حیواناتو ببین تا من اینجارو راست و ریست کنم...
ازونموقع هربار میزنم شبکه چهار داره مستند حیوانات میده...نگرانشونم!!

پ.ن:من اگه کانال تلوزیون بودم شبکه 4 میشدم!همینقدر مظلوم!

پ.ن 2:جریان روشنفکری خاصی راه افتاده بدین صورت که "کمپین موافقت با تک هروفی شدن کلمات با توجه به تلفز آنها"
یعنی این لعنتیا فراخیت جسمیشون مبنی بر اینکه حال و حوصله ندارن شکل درست کلمه هارو یاد بگیرن م یجوری باکلاس بیان میکنن که عادم دلش میخاد دیگه کل جملشو قلت قولوت بنویسه که به این جریان روشنفکری بپیونده!
نکنین ازینکارا...فردوسی بنده خدا سی سال رنج برد عجم زنده کرد بدین پارسی!گند نزنین بهش!-_-

پ.ن 3: چندوقته آی فیلم سریال "مدرسه ما " رو گذاشته تو لیست پخشش!همه ی ماهایی که تو اون دوره این سریالو میدیدیم عاشق +این معلم ادبیاته بودیم!!هممون!!هرکیم که نبود هنوز تو حال و هوای محمدرضا گلزار مونده بود!^_^
+خیلی دوس داشتنی و نوستالژیه!عمیقن ناراحتم که نمیتونم تلوزیون ببینم!

پ.ن 4 : 2 ماه و نیم مونده واس دیدن نتیجه ی تلاشام...این روزای پر استرسو دوس ندارم...این ترس و دلهره ای که 18 سالگیمو اذیت میکنه رو هم!وحشتناک تر از همه برای خودم اینه که خود الآنمو هم دوس ندارم...دلم میخواست خود قبلیمو بغل میکردمو نمیذاشتم بره...میترسم از اینکه 2ماه و نیم دیگه انقدر اوضاع بد باشه که دلش نخواد برگرده!
MasiRika ۹ نظر

-چه کنم تا که به تلخی نرود کام فلک؟! +ساکت بمون!

ماه رمضون چندسال پیش یه سریالی میداد به اسم چندکیلومتر تا بهشت،داستانشم اینطوری بود که دزدا میزدن مهدی سلوکی رو آش و لاش میکردن،جسد نیمه جونشم پرت میکردن تو یه باغی...مهدی سلوکیم بصورت یه روح سرگردان همه جا پیچ و تاب میخورد و به تصور عموم از روح، از در و دیوار رد میشد...

همون سال یه پسربچه ۱۳ساله بعد از دیدن فیلم تصمیم میگیره خودشو با روسری حلق آویز کنه تا روح بشه بره محل کار مامان و باباش ببینه چی پشت سرش میگن!ولی متاسفانه بر اثر خفگی فوت میکنه.در کمال بهت و ناباوری خانوادش از عوامل فیلم شکایت میکنن!همین اقدام به شکایتشون هم به حدی مضحک و مسخره بود که کسی اهمیت نده و به حساب داغدار بودنشون بذاره.

ولی امروز متوجه شدم نات انلی قضیه جدی گرفته شده،بات آلسو چند روز پیش دادگاه علیرضا افخمی رو به جرم مشارکت در قتل شبه عمد و یه سری شر و ور دیگه به پرداخت ۲۰درصد از دیه مرد کامل محکوم کرده!!!

خواستم بگم...همین قاضی و دادگاه دستور حبس میده واس یه کاریکاتور،حبس میده واسه هشتگ توئیتر...واسه یادداشتای شخصی ای که هیچ جا منتشر نشده...به جرم شاعر بودن شلاق مینویسه...به جرم نوشتن....به جرم فکر کردن...دیدم ساکت بمونم و چیزی نگم بهتره!...

آدم میمونه بخنده یا گریه کنه!...


پ.ن:از باگای سینما اینه که یکی که نهایت درخشش بازیگریش اونجایی بود که تو "کیش و مات" بعد از خودن قرص مسهل رو مبل شماره ۲میگرفتدش ،یا اون خانومی که بزرگترین افتخارش بازی تو اخراجیهای چندم ده نمکی،در نقش بادمجون دور قاب چین شریفی نیا بوده و بعد شونصدتا عمل زیبایی هنوزم نقش چندم فیلمای سوپرمارکتیه میان به سیمرغ گرفتن نوید محمدزاده انتقاد میکنن!!...

حسادت پدر همه رو در آورده...

پ.ن ۲:به فرزندان خود علاوه بر سوار کاری و شمشیر زنی و شنا،بیاموزید حسادت اخه،جیزه،درد بی درمونه!

MasiRika ۱۵ نظر

The Godfather

مایکل (آل پاچینو) :پدر من هیچ فرقی با هر آدم قدرتمند دیگه ای نداره

           هر مردی که مسئول مردم دیگه نیست

مثل یه سناتور یا رئیس جمهور.

کی آدامز (دایان حال) : چقدر ساده به نظر میای!                                    

مایکل : چرا؟                                       

       کی آدامز :سناتور ها و رئیس جمهور ها که آدم نمیکشن!!

 مایکل :اوه... حالا کی سادست کِی؟!         

پدرخوانده-1972

MasiRika

142.

اگه آدم شبیه تو بود...شک ندارم که ابلیس سجده میکرد :)

MasiRika

تره می ور کم دارمه...


کی زندگی همش غمه...   (همه ی زندگی غمه)
بیا مره یاری بدن (بیا منو یاری کن)
می دیله دیل داری بدن (به دلم دلداری بده)
کی زندگی همش غمه ( همه ی زندگی غمه)
یه دونیا غم می همدمه ( یه دنیا غم همدممه)
ننی چیجور غم دارمه (نمیدونی چه غمی دارم )
تره می ور کم دارمه ( تورو کنارم کم دارم )
می آرزو می دیل خوشی...انه که تو بیی نشی (همه ی آرزو و دلخوشی من اینه....که بیای و نری! )
ا حرفه باز بوگوفتمه... (این حرفو بازم گفته بودم )
فرس مره...بسوختمه...بسوختمه...(به دادم برس...که سوختم...سوختم... )
چره نیی تو؟ (چرا نمیای؟)
بیی دوباره پا گیرم (بیای دوباره جون میگیرم )
تی دستانه حناگیرم...حنا گیرم...اگر بیی تو (دستای تورو حنا میگیرم...حنا میگیرم....اگه تو بیای..)

+این صدا...این آهنگ...این لحن...غم مطلقه...
+آهنگ اصلی از استاد دعایی...بازخونی از . . . . !*
پ.ن:عمیقن دوس داشتم همه ی دنیا این گویشو بلد بودن تا متوجه میشدن هرکلمه ی این آهنگ چجوری تار و پود قلب آدمو میشکافه!
پ.ن 2 :این عکسو 6سال پیش گرفتم...جنگلای دوستداشتنی دیلمان :)
*تنها دلیل ذکر ننمودن اسمش اینه که منم و همین یه وب...بزنن شتک و پتکش کنن از دلتنگی متلاشی میشم!:)
MasiRika ۳۱ نظر

مشو شیرین پرست ار می پرستی... که نتوان کرد با یک دل دو مستی!

وقتی راجب یک جفت کفتر عاشق حرف میزنین و برای مثالش لفظ "شیرین و فرهاد"و به کار میبرین ،خود نظامی دلش میخواد به شخصه از گور در بیاد تک تک کتاباشو از دست ملت در بیاره جمیعن از پهنا بکنه تو حلقتون!!

یه فحش ناجورم به سر تا پاتون بکشه و قهرکنه بره تو قبرش،روز قیامتم از توش در نیاد!

در این حد که هرچقدرم فرشته ها بیان صداش کنن که حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید پاشو برو کارنامه اعمالتو بگیر مهرش خشک شده بگه نوموخوام!!

نه جدن خود شما بودین حاضر میشدین خسروی پادشاه،به این سنگین رنگینی -که شاعر در مدحش میفرماید: قد و بالای تو رعنا رو بنازم - رو  ول کنین بیاین عاشق جوانکی جلف و بیعار و گستاخ بشین که تا بهش میگین "من مُلدم" و قبل اینکه پاشین بگین "دولوخ گفتم نمُلدم " خودشو زرتی از کوه پرت میکنه پایین؟!نه مرگ من حاضرین؟!؟


پ.ن:


لبهایم را میخندیدی....چشمانم را میباریدی....در رویایت میچرخیدم....آوازم را می رقصیدی...

+تو صداتون چی میریزین که مشت مشت قرص آرامبخشه؟!...


MasiRika ۱۴ نظر

سوسیسیم!!

من اعتیاد شدید و مضحکی به سوسیس کالباس و مشتقاتش دارم!ولی خب مامانم چندوقتی هست که مصرفشو اکیدن منع کرده بنده هم مدتیه که تو ترکم!

قضیه از این قراره که هروقت میرم سوپرمارکتی جایی ،اول از همه اِستو (معده م!) نگاش میفته به این یخچال ویترینیا که نمیدونم اسمش چیه!!چشمش که میخوره به به قلمبه های سوسیس کالباس دست میندازه نای منو میکشه میگه : میشه یه سوسیس بگیری؟!...یدونه...توروخدا!!...بگو فقط یدونشو جدا کنه...هزار تومنم نمیشه بوخودا...بگیر دیگه...اِستو نیستم؟!
ازونور آپاندیسم یه نگاه به من میندازه میگه : بگیر دیگه براش چرا اینطوری میکنی؟!...نگا چجوری بغض کرده طفل معصوم!!
روده مم میگه :تو یکی دیگه حرف نزن!...من بدبخت اسم سوسیس میاد کهیر میزنم...هروقت این -اشاره به من!- سوسیس میخوره سیگمویید و کولون بالاروم جا به جا میشه!معلوم نیست چه کوفتیه....گربه س...سگه...خره...اسبه...تو که این چیزا حالبت نیس...یه جا لم دادی ز اندوه جهان فارغ واس خودت روزگار میگذرونی....کنه سیریش!
آپاندیسم اخماشو میکشه تو هم و میگه به کی گفتی سیریش؟!...که یهو از اون بالا زبون کوچیکه داد میزنه :معلومه تو این خراب شده چه خبره داداش؟!اگه گذاشتی دو دیقه کپه مرگمونو بذاریم!مردیکه عربده کش بزاقی!!....زبون بزرگه یکم خودشو اینور اونور میکنه میگه وا به من چیکار دارین؟!من که یه گوشه نشستم نونمو میخورم!
خلاصه همینطوری همشون میپرن به هم و سمت هم جفتک میپرونن تا من بگم :ای بابا تمومش کنین دیگه!هرکودومتون یه کوفتی جز سوسیس انتخاب کنین بخرم برم، آبرومو بردین!!
همونجا استو دوباره نای منو میکشه میگه اوخجون ازین بستنی گردا که توش پسته داره بگیر!...میگیری؟!...بگیر دیگه!
نای مم یه چشم غره به استو میره دمشو از دستش در میاره بهش میگه دستتو وردار کش اومدم...بعد سرشو برمیگردونه سمت من میگه یه دنت شکلاتی واس من بگیر قربون دستت!
یهو قلبم میپره وسط معرکه که :دوستان.... چه باشد خوشتر ز لعل لب یار؟!.....مغزم از اون بالا میگه :اهکی!!الان تو همین سوپرمارکت واست لعل لب یار بخره؟! امر دیگه باشه خانوم؟!....قلبمم دست به سینه وایمیسته میگه :هروقت گفتم خاک انداز...تو بیا وسط جفتک بنداز!!... همینجوری که دارن به سر و کول هم میپرن من یه آب معدنی میگیرم و میام بیرون و تا چندساعت که تمام جوارحم دارن به هم فحش میدن به خودم لعنت میفرستم که دیگه پامو تو هیچ سوپرمارکتی نذارم!!

+تو تصورات من این مینیونه شبیه اِستوئه!!:دی
پ.ن :انقدر که همه تو وبلاگاتون مشکلات عمیق دنیوی رو بازگو میکنین آدم خجالت میکشه این مدل دغدغه های سخیفشو به دیده ی عموم دربیاره!!شرمنده دیگه داشتم حناق میگرفتم انقد این مسئله رو قورتش دادم!-_-
پ.ن 2:بدون اغراق میگم این آهنگ از فوق العاده هم اونور تره...

تا 33ثانیه اولش آدم میخکوب میشه و کلن علائم حیاتیش از بین میره!!چقدر این مرد بی نظیره...

دریافت

+یه نکته ای که باید توجه کنین اینه که ایشون شجریان نیستن همایونن!شجریان پدرشونه!!ما فقط یدونه شجریان داریم و بس!^_^

 

MasiRika ۱۶ نظر

مینیمال ویشز! (1)

دارم به این امید روزگار میگذرونم که 82 سال دیگه روز تولد 100 سالگیم برم کنسرت ابی،

 اون بخونه : شراب صد ساله من...

بعد من هی ذوق کنم....هی ذوق کنم...!


+


MasiRika

مقتول طفلی بود لال!...

امروز امتحان فیزیک داشتیم،با دو تا از دوستام داشتیم میرفتیم یه ربعه یه چیزی بخوریم بعد برگردیم قزلحصار(کتابخونه!!) مجددن خر بزنیم!

یدفعه ای چشمم خورد به یه پسربچه ای که تو خیابون کنار پیاده رو پیش یه ماشینی وایساده بود،یه گوشیم دستش بود که وجب میزدی از خودش بزرگ تر بود!....دهنشم قد اتوبان تهران کرج باز بود و عین ابر بهار داشت چیلیک چیلیک اشک میریخت و عر میزد!!
ناگفته نمونه یه چیز سبزی به قاعده 25 سانتی متر از حفره دماغش آویزون بود....
همچین دلم کباب شد واسش...رفتم کنارش نشستم کوله مو گذاشتم رو پام گفتم چیه عزیزدلم گم شدی؟!...بچه هه به تعجیل یه فینی کشید که کل اون 25 سانتی متره در لحظه اندر مغاک دماغش محو شد....بعد یه سری جملات نامفهموم با دهن کج و لوج نطق کرد که با رمزگشایی و تحلیلاتی که توسط دوستم انجام شد فهمیدیم میگه مامانم منواینجا گذاشته رفته!
اون یکی دوستم نرگس ازش پرسید گوشیه کیه دستت؟!...گفت مامانم...بعد گوشیشو داد دست من!دیدیم قفلش بازه...نرگس با شعف وصف ناپذیری دستاشو زد به هم گفت زنگ بزنیم مامانش!!!...یه نگاه سیامک انصاری طور به دوربین مهران مدیری کردم برگشتم گفتم  گوشی مامانش الان دست منه!!...نیششو باز کرد گفت خب زنگ بزن به باباش!...این دفعه دوربین مهران مدیری عمیق تر زوم کرد روم!گفتم نرگس جان تو گوشیش که اسم باباهه رو سیو نکرده بابای بچم!!اینو که گفتم بچه هه که ساکت شده بود و اونم نگاش سمت دوربین مهران مدیری بود دوباره مارو نگاه کرد و شروع کرد به شیون کردن!
همون لحظه از بوتیک روبرویی یه پسره دست در جیب ،با لبخندی ژکوند و نگاهی خیره به افق اومد بیرون..داشتم تو دلم آوای ملکوتی "فتبارک الله احسن الخالقین" سر میدادم و تو دلم جلز ولز اسپند دود میکردم و فوت میکردم تو صورت و چش وچالش که برگشت سمت ما!
دوستم بهش گفت آقا ببخشید این بچه رو میشناسین؟!
پسره یه لبخند دندون نما زد-به حدی که فک کنم دود اسفند تا لوزالمعدش رفت- گفت بله مامانشون تو اتاق پرو ان!!
همون لحظه یه دختره از تو بوتیک اومد بیرون گفت ای وای خاله چرا گریه میکنی بیا تو....اون لحظه حاضر بودم برم تو اتاق پرو دل و روده مادره رو پهن زمین کنم بعد یه نگاه پیروزمندانه به همون دوربین مهران مدیری کنمو بیام بیرون!
آقا بچه هاتونو از کف خیابون جمع کنین تورو خدا!! 
 
پ.ن:الان دو تا سیخونک بزنی تو پهلوی گیلان بلند میشه میگه چیه داداش اگه گذاشتی چله زمستونی دو دیقه بخوابیم!بعد که بهش بگی زمستون چیه 4 روز از عید گذشته یه پنجول میکشه رو صورتش میگه اوا خاک عالم من لباس چی بپوشم؟!...میخوام بگم در این حد هوا سرده!!
 
پ.ن2:حال و هوای این روزا یجور خاصیه ...ازون حال و هوا ها که ناصرعبداللهی باید یه آهنگ جدید بده بیرون تا همه چیو بشوره ببره!
+چه کنیم که دستمون به هیچ جا بند نیس!
 
MasiRika ۱۰ نظر

داره میخونه : ای خیال خوش تو محرابم...

اگه صداتون خوبه...

یه شب مهتابی و دلگیر و سرد مث امشب تو حیاط خونتون یکی از شعرای شمس تبریزیو بخونین..

شاید یکی مثل من با شنیدن تحریراتون به عروج برسه!...

MasiRika

95 جان درو پشت سرت ببند!^_^


سلام! :)


+صدای مذکور ساعت2 شب ضبط شده و خستگی و میت طور بودنو به وضوح توش حس میکنم!مقصود فقط تبریک کلامی بود!به بزرگی خودتون ببخشید!!:)



MasiRika ۱۲ نظر

133.



بچه که بودم فک میکردم چجوری ماهی بزرگا ماهی کوچیکا رو میخورن؟مگه جفتشون ماهی نیستن؟

بزرگ تر که شدم،با واژه کثیف "جنگ" آشنا شدم...


+8سپتامبر 1945 ،یک ماه بعد از بمباران اتمی هیروشیما، ازدحام مردم در ایستگاه قطار برای ترک هیروشیما به مقصد توکیو

+Photo by Wayne Miller

MasiRika

شعور و اینا!!

تو کلاس شعور،یه دوره عملی هست که بگذرونیش دیگه مدرکتو گرفتی!

بدین صورت که یکی از دوستاتو مینشونن جلوت که از بدبختیاش باهات درد و دل کنه،

توئم حق هیچگونه تلاشی برای به اثبات رسوندن اینکه ازش بدبخت تری نداری!!

 

پ.ن : خود کرگدن اگه زبون آدمارو بلد بود و میفهمید معنی پوست کلفتی که بهش میگین چیه ناراحت میشد!

حالا ما که دیگه زبونتونو بلدیم و میفهمیم چه چیزایی -محض اینکه اذعان دارین ما آدمای با جنبه ای هستیم -بهمون میگین جای خود داریم!

مائم ناراحت شدنو بلدیم!منتها بلد نیستیم به روی خودمون بیاریم!اینو نذارین به حساب با جنبه بودنمون!!

پ.ن 2:داشتم به این فکر میکردم بقیه آدمای دنیا که داداش من داداششون نیست،چجوری معنی عمیق دوس داشتن و دوست داشته شدنو میفهمن؟!

پ.ن 3:امروزو کلن بیرون نمیرم که بِدرسم... از 27 م تا 12 م فروردین از 8 صبح تا پاسی از شب در طرح کتابخونه ی نوروزی و این شر و ورا به سر خواهیم برد بدون ارتباط با دنیای بیرون!!امیدوارم آخرین سالی باشه که عید ندارم! :)

آیکن علامت سوال,آیکن علامت تعجب,شکلک علامت تعجب,شکلک علامت سوال,آیکن علامت ها,آیکن علائم نوشتاری,آیکن های متحرک,آیکن های متنی,شکلک برای وبلاگ,شکلک برای پست ها,شکلک های فانتزی,شکلک دخترانه,شکلک صورتی,آیکن صورتی,آیکن های صورتی,دانلود آیکن warning!! :آهنگ زیرو پلی کنین رو پا بند نخواهید بود!!خود من عمودی دارم پست میذارم!!^_^

این حجم از شادی و شعف تو یه آهنگ بی سابقه س!!عمیقن دوس دارم خوشتون بیاد تا همون شادی زیرپوستی که من الان دارم حسش میکنمو حس کنین!!:)

MasiRika ۹ نظر

همیشه دوست داشتنی!

 

 


+اپرای "زن بی وفاست" از تئاتر "ریگولتو" ،پرده ی سوم

+با صدای هنرمند فقید لوچیانو پاواروتی -علیه الرحمه!- که جایزه اسطوره گرمی رو هم دریافت نمودن در زمان حیاتشون!

+در سال های نه چندان دور پیش از مرگشون،صداشونو هم رده با اِبی میدونستن ایرانیا..به قول دوست بی معرفتمان که کوله بار گودبای فرندز بست و رفت ،خاک رهش توتیای چشممان و اینا!!^_^

+یجورایی با شنیدنش به عروج میرسم!:)

پ.ن: برای یاسی جانم! :)

MasiRika

130.

کاش یه مدل رابین هود بود که دلای آدما رو میدزدید،میداد دست کسایی که دوسشون دارن!

MasiRika

#کمپین نه به ازاین ماهی گلی آ !!

فقط ماهی گلی حس داره؟!فقط اون آدمه؟!
اون ماهی ای که دولپی با سبزی پلوی شب عیدمیخوری ماهی نیست؟!کپکه؟!

 
+شاید اصن دلخوشی اون بنده خدائم این باشه که سال به سال بشینه رو سفره هفت سین عشق کنه واس خودش!!با این کمپیناتون!

پ.ن :هیچ رقمه تو کتم نمیره که چجوری یه زمانی فک میکردم اِبی با اون میمیک چهره،با اون حس و حال ،با اون حجم از متانت و وجاهت و با اون عمق ادای کلمات ، خونده : زری اونه که دست بزنم برقصه!!!
بعدها فهیمدم گویا بزرگوار میفرمودن :ضریح اونه که دست بزنم به دستت!!!

 

 

پ.ن 2:یه آپشنی که ما قدکوتاها برای دور و اطرافیامون داریم اینه که کسی که تو سینما پشت سرمون نشسته میتونه عمیق تر با فیلم ارتباط برقرار کنه!!
 

 

MasiRika ۱۳ نظر

باشه واسه 11 روزِ دیگه!باشه؟!


خب...عرضم به حضور گرانقدرتون...امروز شنبه 14 م اسفنده!
به تاریخ 5م جمادی الثانی...و چهارم مارچ...
هرچقدر که این تقویمو بالا پایین کنی و حفاری کنی مناسبت خاصی از توش در نمیاد!
البته روز تاسیس کمیته امدادم هست که فکر نمیکنم این حجم از خوشی و شادی رو پاسخگو باشه!!
ازونجایی که طبق معمول دارین اشتباه میزنین...باید بگم اون چهاشنبه سوری ای که شما مدنظرتونه ، 25 اسفنده!!و باید تاکید کنم چهارشنبه م هس!!
اینکه از الان فراخ گام در کوچه قدم میزنین و زرت و زورت بوی خوش ترقه و این جریاناتو در هوا عطرآگین میکنین رو هیچ جوره بر نمیتابم!
قبلش یه اهنی...اوهونی...شاید یکی مریض داره...یکی درس داره...یکی خوابه...در جریانم نیس که شما 11 روز زودتر دارین چهارشنبه سوری رو پاگشا میکنین!
همینجوری فرت یدونه سیگارت و کپسولی از جیبتون در میارین و فندک میزنین و با صدای گرومپ هار هار هار میزنین زیر خنده و یجوری خرکیف میشین که انگار جای آلفرد نوبل خدابیامرز شما دینامیت و مواد منفجره رو به بشریت معرفی کردین و از به ثمر نشستن اختراعتون شادمانین!
تو کوچه و خیابونم که دیگه آدم از نیمه ی اسفند به اینور امنیت جانی مالی روحی نداره...داری واس خودت خانوم وار قدم میزنی و در عوالم خیال سیر میکنی که یهو یکی نیششو مث اسب وامیکنه یه ترقه میندازه جلوت و تا متوجهش بشی یه صدای گرومپ از زیر پات درمیاد...
دوست عزیز!شاید اون لحظه خنثی نگات کنم و بعد این اتفاق بی تفاوت راهمو ادامه بدم...ولی دلیلش این نیست که نمیترسم...خیر....بنده به طرز کروکدیل واری وحشت زده شدم....فقط دارم هضمش میکنم...یه صد قدمی که میرم  تازه میفهمم چه اتفاقی رخ داده و باید جیغ بنفش بزنم...
آدم باشین سر جدتون!!

+اینا همونایین که بعد قضیه پلاسکو اولین نفر هشتگ زدن چهارشنبه سوری امسال موادمنفجره استفاده نخواهیم نمود تا آتش نشانان آسوده خیال باشند....آدم بزنه شتک و پتکشون کنه!!!-_-
+اینجا که غر میزنم دلم خنک میشه...کسی که مشکلی نداره؟!^_^

پ.ن:هر بار از حسابم پول ورمیداورم اِبی مغزم با یه بغض خاصی میخونه "از دست من میری.....از دست تو میرم....تو زنده میمونی...منم که میمیرم..."
+این آهنگ:)

MasiRika ۱۵ نظر

شونزده فروردین هزار و سیصد و چهل و هشت...شهرزاد عزیزم...سلام!

امیدوارم حالت خوب باشه

امیدوارم حالت شبیه خنده هات باشه

امیدوارم خنده هات شبیه همون سه سالی باشه که شبانه روز بهشون فک میکردم

شوری ریاضته برای من..

فرصت نشد...زندگی فرصت نداد..که باهات خدافظی کنم...رو در رو!

فرصت ندادن...مث آدم بغلت کنم...مث آدم موهاتو بزنم پشت گوشِت...ماچت کنم!...

مث آدم بهت نگا کنم ...بت بگم شهرزاد...شهرزاد عزیزم...عشق من...خانوم من..

من رفتم...

رفتم که برنگردم!

خدافظ!

"اژدها وارد میشود!" - مانی حقیقی

پ.ن :موزیک متن فیلم از کریستف رضاعی...آهنگاش پرستیدنیه این مرد!!heart

+این فیلم حد وسط نداره...یا دیوونش میشی!یا فک میکنی یه بار دیدنشم اشتباه بوده!پشت هر دیالوگش یه مفهومیه که لذت میبری از فهمیدنش!

+عاشقانه هاش کوتاهه ولی بِکره!!ازون دست عاشقانه هایی که من میمیرم واسش!!بدون لوس بازیای مضحکی که فک کنی خب که چی؟!این شد عشق؟!؟

+ "اول آشناییمون...من یه تصادف بدی کردم...چندماه تو رختخواب خوابیده بودم...یه وقتایی میومد...موقعی که من خواب بودم،.صدای نفسامو ضبط میکرد...بعد میبرد توی خونه گوش میکرد...اگه شما بودین...عاشقش نمیشدین؟! "

 

MasiRika

گره از زلف یار باز کنید!...

حافظ جان احتمالن یه چندباری تو غذای معشوقشون مو پیدا کرده بودن...

ازونجایی که بزرگوار موهاشونو باز میذاشتن میفرمود :زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

موهاشونو گوجه ای جمع و جور میکردن میگفت : زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم

دم اسبی بالای سرشون میبستن،بعد با هر قدم موهاشون اینور اونور میرفت، میفرموده :طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

تا اینکه دیگه صبر دختره سر اومده گفته :حافظ میگی بالاخره چه غلطی با موهام بکنم؟!

حافظم گفته : به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه :)

-یعنی کوتاش کنم دیگه!؟

-اوهوم! :)


+از عنوان کاملن نمایانه که دختره موهاش فر بوده که حافظ اینجوری استعانت گروهی خواسته واس وا کردن گره مره هاش!!

پ.ن: تمام مسائل سیاسی امنیتی فرهنگی این مرز و بوم و سایر مرز و بوم ها،اعم از تحریمات اقتصادی و کمرشکنی که باهاش مشغولیم...نشستن ترامپ مو هویجی بر تخت ریاست جمهوری -لعن الله تختهُ بعلاوه این سینگر مینگر خوشگلاشون-....دعوای حمید فرخ نژاد و بهروز افخمی..اینکه پفک نمکیا مزه شون مث قبلنا نیس...حتی اینکه تیکه آخر رانی مث بختک میچسبه ته قوطی و با بولدوزرم در نمیاد...و الباقی....به اعتقاد مادر بنده مسببشون منم که موهامو کوتاه نمیکنم!!یعنی فجاعت قضیه به جایی رسیده که سرما بخورم میگه بخاطر اینه که موهاتو کوتاه نمیکنی!!اصلنم به این توجه نمیکنه که موهامو کوتاه کنم عمیقن شبیه گوسفند میشم!...-_-

MasiRika ۱۴ نظر

شاید ناتور...شاید دلقک...شاید کافه چی!

خوندن کافه پیانو شرط لازم و کافی برای خوندن ناتور دشت و عقاید یک دلقک محسوب میشه!ولی همینطور که برش واقفین خوندن دو تای دیگه بر مورد اول لازم هس ولی کافی نیس!یه ویژگی دیگه ای که باید داشته باشی اینه که قلم نویسنده رو از عقاید شخصیش جدا بدونی!

دلیل بی لطفی هایی که به کافه پیانو میشه هم همینه!.....حقیقتش فکر نمیکنم عملی بی شرمانه تر از این تو دنیا وجو داشته باشه که با جهت گیری سیاسی یه نویسنده کتاباشو به انتشارات برگشت بدی!!

باید اعتراف کنم انقدر به کافه پیانو عشق میورزم که وصیت میکنم یه نسخه از کتابشو بعد از مرگم باهام دفن کنن تا قبل اومدن نکیر و منکر،برای بار هزارم بخونمش و افسوس بخورم چرا بار اولی نیست که دارم این لعنتی رو ورق میزنم!

یجورایی فک میکنم فرهاد بن بست هانس و هولدنه!!فرهاد همون آدمه!!همون شخصیت!!ولی دیگه نه تو رفتاراش هانس خسته و عقل گریزو میبینی که تو همه ی خاطراتش عشقش به ماری پرسه میزد ، نه یاغی گریای هولدن 16 ،17 ساله ای که فکر میکنی وقتی بزرگ شه چقدر دوستداشتنی تر میشه!!

همونطور که فرهاد جعفری میگفت" که من هربار آن[عقاید یک دلقک] را خوانده ام پیش خودم گفته ام شرط میبندم که بُل یک نسخه از ناتور دشت را گذاشته کنار دستش و با خودش عهد کرده یکی بهترش را بنویسد..اما هیچوقتِ خدا هم این موضوع را به کسی نگفتم که یک وقت با خودش فکر نکند چون از روی دست ناتور دشت نوشته شده،پس چیز بی ارزشی ست.بلکه بهش گفته ام درست است که به خوشگلی ناتور دشت نیست،اما قصه محشری ست! " ،فک میکنم خودشم قبل نوشتن کافه پیانو همچین عهدی با خودش بسته باشه!شاید یکی از دلایلی که کافه پیانو رو به هولدن کالفیلد عزیزش تقدیم کرده هم همینه!:)

+عزممو جزم کردم واس انتشار همه ی پیشنویسام!!:)

پ.ن : اگه دیدین کوچتون خلوته و هوس شالاپ شالاپ پریدن تو گودال آب کردین،اول اطمینان حاصل کنین زیپ اون قسمت از کوله پشتیتون که گوشیتون توشه بسته باشه!!

در حال حاضر یک عدد بی گوشیِ بدبخت هستم که تا 4ماه آینده رو باید در خلأ ارتباطات بگذرونم تا کنکورمو بدم!:)

پ.ن 2:ازون دست آهنگای قدیمیِ دوسداشتنیِ بی مناسبت!:)


 

ای غم به من چه ها نکردی....تو هم به من وفا نکردی

MasiRika ۱۵ نظر

وای می کمر...وای می کمر!

 

وای وای
وای وای می کمر وای می کمر (وای کمرم)
می وراق کول آبو (داسم کُند شد)
می کمر بیجیر کمر بوجور بیجار چلا بو (بالا و پایین کمرم (سرتا پام) تو شالیزار گِلی شد)
می کاکول فوبو کله کلا بو(موهام ریخت و سرم بی مو شد)
می ماتوره بیجیر بامو شولا بو ( فکم پایین اومد و شل شد (صورتم چروک شد) )
تا تو پیلا بی( تا تو بزرگ شی)
تا تو پیلا بی( تا تو بزگ شی)
جان پسر جان (پسر جان من)
اها پس چی پسر جان ( پس چی پسر من؟ (پس فکر کردی چجوری بزرگ شدی؟) )
وای وای وای وای
وای می کمر وای می کمر وای


واس کسایی که تو گیلان زندگی میکنن این آوا آشناس...خیلی آشناس..

صدای زنایی که از شب تا صبح...صبح تا شب...خم شدن رو شالیزار و شاید دیگه هیچوقت نتونستن کمر راست کنن!...

 زنایی که رخت زندگیشونو پهن کردن زیر بارون بهار و با آفتاب تابستون از رو شالیزار جمعش کردن...

تو بگو بی غیرت...من میگم زنایی که زیر نور آفتاب جوونیشونو میکارن و موهای سفیدشونو ار رو خوشه های برنج درو میکنن..

زنای دهاتی دوس داشتنی که از خنده هاشون دلت غنج میره!

دلم میگیره از زندگی کردن میون دنیای آدمایی که برای توهین کلمه ای جز "دهاتی" پیدا نمیکنن...

+آهنگ از همایِ نازنین(ویدئوش)

+چشاتو ببند و نفس بکش...بوی گِل و برنج و خاکو از تو عکس حس میکنی؟..گوش کن...صدای خنده هاشونو میشنوی؟ :)

pic:morteza rafikhah

پ.ن:از پستای پیشنویس قدیمیه...گفتم حالا که روز جهانی زبان مادریه بذارمش...و بگم چقدر عاشق زبان مادریمم! :)

پ.ن 2 : این پست Mr. Moradi  و این پست آقا گل!:)

پیشنهاد میکنم شمائم شرکت کنین!حس خیلی خوبی داره!:)

MasiRika ۱۷ نظر

صداش خوبه...خودش اَخه!!

 

دیشب بعد از گلاویز شدن با احتمال بال بلند و چشم تیره بودن بروبچه های یک جفت زوج بیستون بتولاریای خوشبخت از اتاقم اومدم بیرون یکم نفس بکشم که دیدم مهمون خندوانه که رحیم شهریاری بودن گفتن که میخوان زنده موسیقی اجرا کنن!!رامبدم شاه حسینیو صدا زد که آکاردئونشو بیاره!

همون لحظه از استرس پاهام شروع کرد به لرزیدن و رنگ از رخسارم پرید...خودمو کشوندم به اولین مبل و روش پهن شدم...به اون چیزی که شنیدم شک کردم!

صدا و سیما انقدر بی دروپیکره که بخوان این آلت قبیحه رو به نمایش بذارن؟!
 اگه یه بچه پای تلوزیون باشه چی؟!...وای خدای من اگه به باباش بگه بابا منم میخوام ساز یاد بگیرم؟؟...کی میخواد این تهاجم فرهنگی رو پاسخگو باشه؟!؟
خوشبختانه با شروع اجراش فیلمبردار یه کلوز آپ رفت رو گردن به بالای رامبد و خواننده!!به طوری که در مدت 5 دقیقه ی اجرا من موفق به شمردن سلول های مرده ی لایه شاخی پوست خواننده محترم شدم...و همچنین رصدی نیز بر حلق رامبد داشتم و محتویات معده شو به وضوح و با کیفیت خیلی مگاپیکسل دیدم!!
ولی یک لحظه متاسفانه یه نقطه ی سیاهی اومد تو کادر که تا اومدم گوشیو بگیرم دستم زنگ بزنم به روابط عمومی شبکه نسیم و جد و آبادشو مزین به فحش خوارمادر کنم از کادر خارج شد...ولی همینم شاید اذهان ملت فرهیخته رو مشوش کنه!!که امیدوارم با پیگیری مسئولین محترم دیگه در هیچ کدوم از شبکه های صدا و سیمای ایران شاهد همچین فضاحتی نباشیم...!!

+دلیل اینکه استاد شجریان تو تلوزیون اجرا نداشتن هم همین بود!ما شلغم...ما نگاه!!!..

پ.ن:یه دوست عزیزی رو میخوام که پیشقدم شه رمز وبلاگمو بهش بدم همه ی پستای پیش نویسمو منتشر کنه!!...شاید یکی از دلایلی که دستم نمیره به تایید کردنش این باشه که زیادی خودِ واقعیمه!!...از این همه متظاهر بودنم حس رفلاکس دارم!!

پ.ن2 :چندوقت پیش پست یکی از دوستانو خوندم،داشت میگفت با ذخایر و پس اندازش بدون اطلاع خونوادش خونه خریده...با توجه به همسن بودنمون ناخودآگاه امر قیاس تو ذهنم شکل گرفت!...رفتم سر کیف پولم و دیدم اگه یه وام قرض الحسنه بلند مدت با سود پایین بگیرم و بذارم رو پس اندازم،میتونم باهاش یه نوکیا دوصفر یازده بگیرم!تازه اگه کارت ملیمو تو گوشی فروشیه گرو بذارم!!!!

پ.ن 3 : یه آهنگ قدیمی دوس داشتنی!! :)
 

 

بعد نوشت:دوستان از اتاق فرمون اشاره میکنن که آکاردئون نیست...گارمانه!!!:)

MasiRika ۱۳ نظر

117.

یک روز به زلــف تو در آویـزم و رفتـم         شک نیست که باشد سر این رشته به جایی!   #اوحدی

MasiRika
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان