خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن!

 

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد      پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

 

  
+شهرام ناظری-دردی ست
+شعر از مولانای جان..
+خواستم لذتی که از آهنگ بردمو در لحظه باهاتون شریک شم!:)
+این عکسو پنج سال پیش گرفتم...جنگلای دیلمان...

پ.ن : +این کامنت  زیر آهنگی بود که خواننده ش حتی کلماتو درست تلفظ نمیکنه و یه آهنگشو که گوش میدی سردرد میگیری از هاوی و واوی!!یعنی بر خودم بالیدم که در جریانات عاشق و معشوقی نیستم که طبق این نظر بخوام با این خواننده به تحول سیر روحی برسم!
در کمال واندرینگ و سورپرایزینگ از کنار اکثریت ماشینا که رد میشی داره آهنگاش پلی میشه!!
احتمالن من بدسلیقه م که نمیتونم بیشتر از یه بار به آهنگاش گوش بدم!حتی اون یه بارو هم تا آخر!طرفدارانش بر من ببخشایند!^_^
 
masi Rika ۱۴ نظر

لعنت به این دیدار،لعنت به این دیوار،لعنت به این آوار...من زیر آوارم...

بچه که بودم یه کارتون خمیری بود که خیلی دوسش داشتم...اسمش"سام آتش نشان" بود.

سام همیشه بود...همه جا بود...هرکی که کمک میخواست سام کنارش بود...یه عالمه خطر دور و برش پرسه میزد...ولی همیشه،ته همه ی اتفاقای کوچیک و بزرگ یه لبخند گنده رو لباش بود.

هیچوقت نمیشد که سام نباشه..که سام بره زیر آوار و برنگرده.

کاش تو دنیای کارتونامون میموندیم!...

من از دنیای آدم بزرگا میترسم...

masi Rika

و این ژلوفن نهفته در موسیقی!

 

 

 

شاید آرامش 8 ماه اخیرمو مدیون این آهنگ باشم...انیمیشن Corpse Bride،صحنه ای که ویکتور با امیلی پیانو میزنه...

اولش یه حس غمگین و ناامیدگونه ای داره...کم کم یه آرامش و شادی خاصی واردش میشه و ته این جدال صدای خنده ی شیرین هلنا کارتره که میگه Pardon my enthusiasm.

و جانی دپ م با صدای مخمورش میگه I like your enthusiasm !

خیلی از آهنگا بودن که این حس آرامشو برام داشته باشن،ولی تاریخ مصرفشون نهایتن دو هفته بود!بعد اون دیگه حس دلزدگی نسبت بهش پیدا میکردم...نمیدونم این لعنتی چی داره که هردفعه آرامش بیشتری بهم تزریق میکنه!

در توصیف اینکه چقدر این آهنگ برام قابل پرستشه عاجزم!حتی به دنی الفمن نازنین هم بابت آهنگسازیش احساس دین میکنم...

این آدم فوق العاده س...هر فیلمی که موزیکش تحسین برانگیز بوده برام کار دنی الفمنه...کابوس قبل از کریسمس،اسلیپی هالو،کارخونه شکلات سازی..

دوسش داشته باشید!:)

 

پ.ن :ساعت 8ونیم شب بعد از کلاسم داشتم به سمت مقصدی نامعلوم قدم میزدم تا خانواده از شر ترافیک رهایی پیدا کنن و بیان دنبالم...یه مرد بلندقدی با موهای جوگندمی پریشون،که یه کت تک تنش بود با یه کلاه کج...و دور وبر 30-35 میزد ازم یه آدرس پرسید...منم که در زمینه آدرس دادن داغووون...گفتم ببخشید نمیدونم!یدفعه ای برگشت گفت :وای خانوم چقد چهره شما فوق العادس..برای کار طنز عالیه...حتمن برین جایی و تست بدین!

اگه هرکس دیگه ای بود شاید پوکرفیس نگاه میکردم و به عقلش شک میکردم و رد میشدم ولی انقد موقر و متین بود که فقط تونستم بگم مرسی لطف دارین!اونم گفت : نه جدی میگم!چهرتون برای کار طنز خیلی جواب میده...تا حالا کسی بهتون گفته بود؟!اگه کار بدین حتمن میگیره...منم در نهایت تشکر کردم و این حرفا!!

برای مامانم که تعریف کردم بهم گفت:گفته بودم این عینک گرده رو میزنی شبیه خنگا میشی که!...از دیروز هی میرم جلو آینه فک میکنم واقعا من شبیه دلقکام؟!...

 

پ.ن 2 : میشه یکی به من بگه تو فیلم فروشنده، یه پیرمردی که با یه سیلی پس میفته چجوری با پای زخمی از اون همه پله دویده و فرار کرده و هیچکودوم از همسایه هام نتونستن بگیرنش؟..چرا انقدر این فیلم برای من غیرقابل درکه؟...

 

masi Rika ۱۸ نظر

شما لیلی مرا ندیده اید؟..

"گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم که کاش لیلی زن نبود تا عوام این همه به اشتباه نمی افتادند."


#سید مهدی شجاعی _من به یک لیلی محتاجم

masi Rika

از همون راهی که اومدی برگرد!!

عمیق نفس میکشی تا قدم بذاری تو مسیری که نمیدونی آخرش چی انتظارتو میکشه!
میری جلو...انقدر راهو میشکافی و جلو میری که چشمات چیزی جز یه سیاهی مطلق نمیبینه...
یه چیزی دستاتو میگیره تا قدم بعدی رو ورنداری...نمیدونی چیه...ولی حضورشو حس میکنی..
میترسی از برگشتن...
میترسی از اینکه دوباره برسی به همونجایی که همیشه بودی و همه چی مث قبل بشه!
ولی بالاخره...ترست از موندن و برگشتن،ترست از جلو رفتنو پس میزنه...
چشماتو میبندی و یه قدم دیگه میری جلو...ولی چیزی انتظارتو نمیکشه جز یه مرداب عمیق...که آغوششو باز کرده تا با همه ی وجودش تورو ببلعه...
گیر کردی تو مسلخی که هرچی دست و پا بزنی بیشتر توش غرق میشی...
همین که گونه هات از اشکات خیس میشه...میدونی همه چی برات تموم شده...

هیچی دیگه...اونجاس که شونه تو موهات گیر کرده و دیگه جلو نمیره!بسان خر در گل مانده ای نه راه پس داری نه پیش!
هرچقدرم بیشتر تلاش کنی واس بیرون کشیدن شونه،بیشتر گند میزنی بهش و به استغفار میفتی!
تو دلت به هرچی مو صاف و مو لخته بدوبیراه میگی و اشک ریزان ومویه کنان و نعره زنان با خدا راز ونیاز میکنی که بین این همه آدم صغیر و کبیر تو کره خاکی چرا تو باید
مو فرفری باشی!!
-فرفری نامه-جلد دوازدهم-فصل اندر مصائب شانه به زلف کشیدن-صفحه شونصدو نود و هشت-

پ.ن:وقتی شونه تو موهات گیر میکنه و مجبور میشی با قیچی از لابه لای برس درش بیاری و از شدت خشم به گزاف گویی میفتی!!!

پ.ن:اینایی که موهاشون فر نیست...بخوان از شدائد و مصیبت ها و رزایا و رنجهای زندگی با من حرف بزنن با پشت دست میکوبم دهنشون که جای دندون نیش و عقلشون با هم عوض شه...-_-

پ.ن3 : دقیقا همین!!!
masi Rika ۱۸ نظر

33 نفری که هر بشری باید یه بار تو زندگیش ببینه!!


علی رغم تمام نقدای منفی ای که به این فیلم وارد شده،از نظر من the 33 فیلمیه که باید دید!!

دلیل این تاکیدم نه شعارزدگی بودنشه،نه در هم ریختگی فیلمنامه ش، و نه حتی حضور آنتونیو باندراس دوست داشتنی!...

چیزی که تورو میخکوب این فیلم میکنه اینه که based on the true story !!

اینکه تصور کنی همه ی این جریانات تو واقعیتی که الان توش دست و پا میزنی اتفاق افتاده باعث میشه که 2ساعت و 7 دقیقه از لحظه به لحظه فیلم لذت ببری!!

حتی اگه مثل من از فیلم "مرد محور" گریزون باشی!!(مرد محور:یه اصطلاح خودساخته برای توصیف فیلمایی که تمام شخصیتای اصلی که بیشترین تاثیرگذاری رو توی سیر فیلم برعهده دارن،مذکرن!!البته بی رغبت بودنم به این دسته از فیلما برمیگرده به قبل دیدن رستگاری در شاوشنک عزیزم!!)

داستان فیلم:قضیه ازین قراره که 33 تا معدنچی بعد از ریزش معدن..یه جایی نزدیک 700متر زیر زمین حبس میشن...بدون غذای کافی...بدون آب...بدون وسیله ی ارتباطی...بدون اینترنت(!!)...بدون نور..تو گرمای وحشتناک...

لازمه اینو اضافه کنم که کوچکترین تلاش اضافی برای رهاشدن مساویه با ریزش معدن و دفن شدنشون زیر سنگ و خاک..

فکر نکنین اتفاق معمول و روالیه...خود من با همه ی ادعای "life is beautiful" داشتن و سر دادن همیشگی آوای "be happy" ..اگه تو همچین شرایطی قرار بگیرم اولین کسی خواهم بود که خودکشی میکنه و به ابدیت میپیونده!!...

+حتمن ببینینش!! :)


پ.ن :یکی از وبلاگارو انقدر دوست دارم که دلم میخواد فقط کامنتای من زیر پستاش باشه!!!...این دیکتاتوریه یا علاقه!؟

پ.ن 2 : حتی گاهی انقدر منو به تحسین وا میداره که شرمنده میشم از اینکه کامنتای بچگانه ی من بسان لکه ی ننگی دامن گیر نوشته هاش شده!!

پ.ن 3 :میخواستم معرفیش کنم برای ابراز ارادت...منتها دیدم شاید خودش دلش نخواد!:)

masi Rika ۱۶ نظر

a God of life and death...


#Princess_Mononoke

+خدای مرگ و زندگی...!

masi Rika

مواظب کاکتوساتون باشین!...


یه رابطه هایی مث نگه داشتن کاکتوس میمونه...

اولش همه چی خوبه!...هرروز حواست بهش هست...سرموقع بهش آب میدی...مواظبی آفتاب بهش بخوره..سعی میکنی گلدونشو قشنگ کنی..

از یه جایی به بعد...کم کم به امید اینکه یکی دیگه هست که حواسش بهش باشه،یا حتی به فکر اینکه دیگه وقتش رسیده که این کاکتوس رو پای خودش وایسه کمتر بهش توجه میکنی...

انقدر درگیر مشغله هات میشی که فقط وقت میکنی از دور بهش نگاه کنی و به سبز بودنش لبخند بزنی...

ولی یه روزی میشه...که دلتنگش میشی..که با خودت میگی این دفعه من برم و بهش آب بدم...

اونجاس که میبینی رنگ به رخسار کاکتوست نیس و این همه مدت تو توهم این بودی که همه چیز مث قبله!

به خودت دلگرمی میدی...میگی همه چی درست میشه...کاکتوسم دوباره میتونه مث قبل باشه...

میگی این بار دیگه منتظر اون نمیمونم که به کاکتوسمون آب بده...خودم دوباره سرپاش میکنم!..

ولی راستش...

از یه جایی به بعد...آب دادن به کاکتوست اشتباس!

فقط باعث میشه علاوه بر خشک شدن پوسیده م بشه...اونوقت دیگه حتی نمیتونی از دور بهش نگاه کنی و فک کنی ظاهر رابطه مث قبله!

چون از صد فرسخی م داد میزنه که چقدر نحیف و خسته س...

هرچقدر که نوازشش کنی...بالاخره سر باز میکنه و مث یه حباب تو خالی نشون میده که چقدر همه چی پوچ شده!

و تو با خودت میگی از کی بطن این رابطه اینطوری متلاشی شده و من نفهمیدم؟!

شاید تو دلت کلی اونی رو که امیدت بهش بود که مواظب کاکتوسه رو سرزنش کنی...با اینکه خودتم به اندازه ی اون تو از بین رفتن رابطتون مقصری...

ولی چیزی که هست...

اینه که تو میمونی و نعش یه رابطه ای که فک میکردی هیچوقت قرار نیس تار و پودش اینطوری از هم بپاشه!...


+همیشه وقت نیس...همیشه واس شروع دوباره فرصت نداری...همین الان به کاکتوست سر بزن! :)


پ.ن:از کاکتوس دوستان عزیز بخاطر این عکس دلخراش عذرخواهی میکنم!...منی که بعضی وقتا خودمم یادم میره نباید کاکتوس داشته باشم!..




masi Rika ۱۶ نظر

گوسفند نظاره گر نباشیم!


یادمه اولین باری که قرار بود حضورم تو نمایش جدی تر باشه و واسه جشنواره تأتر بفرستیم خیلی استرس داشتم!

روز اجرا،وقتی کارگردانمون رنگ زرد رخسارمو دید،منو برد یه گوشه و بهم گفت:منو نگاه کن!همین که اون همه آدم پایین سن نشستن و منتظرن تا وایسی و نقشتو اجرا کنی پس یه چیز متمایزی تو وجودت داری!....فرض کن داری واسه یه سری گوسفند بازی میکنی!

که صدالبته قصدش تشبیه این موجود چهارپای دوستداشتنی به حضار عزیزی که قدم رنجه نمودن و یک ساعت از عمرشونو پای نمایش این بنده های حقیر گذاشتن نبود!

بلکه میخواست بگه،اونایی که اون پایین نشستن،خبری از دیالوگات و میزان سِنات و نقشت و ... ندارن!

اونا نمیدونن چی تو ذهنته..

نمیدونن که قرار بود این لحظه چه اتفاقی بیفته و فقط میبینن که چه اتفاقی افتاده!

اونا فقط الآن تو رو میبینن!و از همون سرزنش یا تحسینت میکنن...


الان میفهم که یه آدمایی تو زندگیمون هستن که هیچوقت زحمتاتو و روزایی که واس هدفت تلاش کردیو نمیبینن!

اونا فقط زل میزنن به نتیجه کارت و اگه اونی که میخواستی نبود سرزنشت میکنن!

این وسط فقط لازمه که ندونن تو دلت چی بوده!...

فقط لازمه که بدونی تنها نویسنده نمایشنامه زندگیت تویی!!حتی شده روی سِن...میتونی دیالوگاتو عوض کنی و وانمود کنی چیزی که الان هستی همونیه که از ازل آرزو داشتی بهش برسی... :)


پ.ن :گوسفند زندگی دیگران هم نباشیم...!پلیز!


pic: @jesuso_ortiz

masi Rika ۲۳ نظر

التماس شعور!! :)





#چالش_لِنگ_خویشتن_را_در_وبلاگ_دیگران_دراز_نکنیم_

و_فی_الواقع_اگر_وبی_را_دوست_نداشتیم_دکمه_ضربدر_بالای_مرورگرمان_را_بفشاریم!


masi Rika ۲۴ نظر

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه...نفس منو بگیر..

 

خوبِ دیروز و هنوز

طرحی از من بر صلیب... روی تن پوشت بدوز...

وقت عریانی عشق..

با همین طرح حقیر..

در حریق تن بسوز...

 



+ ته غم  همین آهنگه...آدمو به جنون میرسونه...

 
آیکن علامت سوال,آیکن علامت تعجب,شکلک علامت تعجب,شکلک علامت سوال,آیکن علامت ها,آیکن علائم نوشتاری,آیکن های متحرک,آیکن های متنی,شکلک برای وبلاگ,شکلک برای پست ها,شکلک های فانتزی,شکلک دخترانه,شکلک صورتی,آیکن صورتی,آیکن های صورتی,دانلود آیکن پ.ن : اینکه از داریوش و ابی و عارف رسیدیم به 3برادر خداوردی ....مث این میمونه که خلاف نظریه تکامل داروین بعد از چند نسل برگشت کنیم به میمونایی که از جهششون به وجود اومدیم!...
 
masi Rika ۱۰ نظر

خود مهراوه شریفی نیا حس نکرد مسخرش کردن با پیشنهاد نقش ثریا اسفندیاری!؟

مامانم میگه :

تنها شباهتی که معمای شاه با واقعیت داره سایز دماغ محمدرضاشاهه!!!


پ.ن : تصورم این بوده که یه شب مهراوه زنگ میزنه به باباش...میگه دلم گرفته بابایی...شریفی نیائم میگه فدای دلت بشم من... غصه نخور باباجون...تو این فیلم جدیده یه +خوشگلشو واست کنار میذارم!...


masi Rika ۲۱ نظر

روز انکار نفس...روز میلاد تو بود..

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
masi Rika

خلاصه اینکه...عشق اول می کند دیوانه ات!!^_^

خیلی اتفاقی برخوردم به یه مقاله ای به اسم " چرا عشق اول را فراموش نمیکنیم؟!"!!

دلایلش اصلا برای من منطقی نبود!اینکه چون اولین بار عطش عشقو در سینه حس میکنی و این شِر و وِرا!!

فک کنم خودمو مثال بزنم قضیه راحت تر جا بیفته!!!

عشق اول من برمیگرده به 11 ،12 سالگیم!

اینجانب در فراق یار شعرها میسرودم و نامه ها مینوشتم و اشک های گراز وار سر میدادم که چرا طرف نمیدونه من دوسش دارم خب!!

یعنی انقدری مکمل هم بودیم که دو تا تیکه پازل انقد به هم نمیخوردن!

ایشون یه پسری بود بسیار لاغر...با قدی به قاعده 2 متر و خورده ای!!!

حالا من چی؟! الانشم که قدم به کمال رشد رسیده 1 متر و 59 سانتی مترم!!دیگه اونموقع در حد دو سه وجب باید بوده باشم!!

وزنمم که نگم دیگه....به حدی گرد بودم اونموقعها...که منو میبردی بالای تپه هموار،و اونجا یه انگشت خفیف بهم میزدی،تا خود امپراطوری قدیم گوگوریو قل میخوردم!

موهامم که اونموقع از الان فِر تر بود...قشنگ یه چیزی بودم شبیه اون +ببعی تپله تو شاون د شیپ!!

حالا ما دو تا رو که کنار هم تصور کنین کاملا متوجه میشین که چرا آدم عشق اول و سلایق اونموقعشو یادش نمیره!!

تازه طرف سرباز فراری م بود...

فک کنم اگه میفهمید یکی مث من عاشقش شده خودش میرف پاسگاهی چیزی خودشو تحویل میداد میگفت چندسالم بهش اضافه خدمت بزنن!!!کد شکلک خنده فیسبوک


+خطاب به داداش عزیزم!!اگه این پستو خوندی بعدا به روم نیار!!بهت نگفته بودم! کد شکلک نیشخند فیسبوک


پ.ن  :یه +کاور آهنگ به آدم ثابت میکنه موسیقی ایران در چه حدی در حال انحطاط و متلاشی شدنه!!همین یاسر بینام فیوریت سینگر خیلیاس! :|

پ.ن 2 : عده ی کثیری از استادان زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه آکسفورد بعد از مشاهده ی BAY BAY بر سطح این کاور...خشتک دران به مرزهای ایران گریز نمودندی و تقاضای پناهندگی در کشور عزیزمون رو داشتن تا در رکاب این استاد بزرگ وار درهای جدیدی از ادبیات انگلیسی به روی قلب و روحشون باز بشه!!!


+ 6/دی

As the music dies....



masi Rika ۲۳ نظر

قلب داشتن...مسئولیت سنگینیه..!



Howl: I feel terrible, like there's a weight on my chest

Young Sophie: A heart's a heavy burden


#howl's_moving_castle

masi Rika

موقت یا نه!مسئله این است..

آموزش و پرورش ایران به حدی نگران رسالت آموزش و ارتقای سطح کیفیتی تدریس معلماس ،

 که 30 م دی ماه حقوق معلمارو نریخت که یه وقت خدای نکرده گوش شیطون کر ، هوس مهمونی شب یلدا به سرشون نزنه که ازونطرف

بخوان بیشتر بیدار بمونن،صبحش خوابشون بیاد و خدشه ای به نحوه تدریسشون وارد شه!

این حجم از نگرانی اون جا نمود پیدا میکنه که حتی تا الانم حقوقا رو نریختن که یه وقت یکی نخواد یکی دو روز بعد شب یلدا این مهمونی کذایی و مخرب رو منعقد کنه!!

داداچ داری اشتباه میزنیا!!!!


پ.ن :یادمه حقوق مهرماهو 5م مهر ریختن...من تا یه هفته از تصور بچه ی کلاس اولی که شاید خانوادش بضاعت مالی نداشته باشن بدون حقوقشون براش کیف مدرسه بخرن بغض میکردم...



masi Rika ۱۸ نظر

کاش به پشت سرت نگاه میکردی چیهیرو...!


#spirited_away


masi Rika

+18!

 

امروز که عمیقا به ۱۸ سالگی ام چنگ میزنم...

 

میدانم،دیروز زنی هستم که آغوش حریصش را برایم باز کرده تا همه ی نطفه های حسرت را بر همه ی دیروزهایش ببندد..

 

و میدانم،فردای دخترکی هستم که میخواست دست امروزم را بگیرد و با خود ببرد،تا کمی زودتر بزرگ شود..

دخترکی که نت به نت امروز را بداهه مینواخت...بی آنکه بداند زندگی سازش را جور دیگری کوک میکند...

 

من...همه ی حسرت هارا...همه ی بودن هایی که نیست و درد نبودنش گر میگیرد را...همین امروز...داغِ داغ میبلعم...

و برای فردایم،تنها مشتی لبخند ته نشین میکنم...!

1395/9/28

#هجده_سالگی_نوشت

+و تنها صداست که میماند... :)

 


 

 

 

masi Rika ۳۵ نظر

چال مجازی!

خدا نکنه یه نفر با هزار جور پوزیشن لبخند زدن جلو آینه ،

یه چال کم عمق کج و کوله اندازه ی سوراخ جوراب توله مورچه

تو منتها الیه سمت راست گونه ش پیدا کنه....

تا تو همه ی عکسای دسته جمعی سه رخ واینسته کل جمعو معطل استحضار کردن اون چال وامونده نکنه

و به زور و زحمت اون نقطه ی مبهمو به نمایش نذاره

ول کن کن ماجرا نیس!!!


حال نوشت!:به شخصه معتقدم...اونجایی که شاعر میفرماین :"همه درد دنیا...یه شب درد من نیست.." ، منظورش درد فراق یار و این صوبتا نبوده...قطع به یقین میگم دوستمون اون لحظه مث الان من مژه درد داشته...!!


+بیا تا مرا بود نیمه جانی... :)




masi Rika ۱۹ نظر

در ستایش لایه های پیاز!

 +نقد "اژدها وارد میشود" و "ابد و یک روز" از مهدی موسوی عزیز


masi Rika ادامه مطلب ۱۰ نظر

my joker!!❤


میدونی چرا از چاقو استفاده می کنم؟

تفنگ ها خیلی سریعن....با تفنگ نمیتونی تمام اون حس طرفت رو درک کنی!

آخه آدم ها تو لحظه های آخر نشون میدن که واقعا کی هستن!


Heath Ledger_The Dark Knight20008


پ.ن:هیچ کلمه ای قادر به توصیف جذابیت شخصیت جوکر نیس!!


پ.ن2(موقت!!):کاش میذاشتیم طبیعت کار خودشو بکنه!!

مثلن اگه تو سنی که وقتش نبود هی مرض مشکی و رنگ تیره پوشیدن نداشتم که خانوم وار به زیستنم ادامه بدم،الان با دیدن کاپشن و ژاکتای رنگ روشنو جیغ و غیرعادی و اگوج مگوج بسان افسارگسیختگان رم نمیکردم که بخرمش!!

که تهش بابام مورد مرحمت قرارم بده و بگه رنگش شبیه فرم زحمت کشای عزیز شهرداریه...و مامانمم اظهار لطف کنه و بگه شبیه خمره شدی!!چرا به سلایق آدم احترام نمیذارین خب؟! :|


گمشده!! :قبلن یه tiara داشتیم که از اول اولش باهام بود!نمیدونم میخونی یا نه هنوز...گفته بودی هروقت دلت میگیره میای اینجا...امیدوارم دلیل نبودنت این باشه که دلت حالش خوبه! :)...
masi Rika ۱۳ نظر

شاید منم...!


هرچی فکر میکنم میبنیم هدف خدا از آفرینش بعضی آدما،

نمیتونه چیزی جز  "تست کردن ماکزیموم پتانسیل بیشعوری

در اشرف مخلوقات" باشه...!


+دارم تلو...دارم تلو...از نیستی مستم ...حالا دکارت مسخره ثابت کند هستم...! #مهدی_موسوی_

pic: @jesuso_ortiz

masi Rika

میشه یکم عمیق تر به من نگاه کنین؟! :(

یعنی حتی یه نفر از شماها وقتی میاد اینجا حس نمیکنه من همونیم که باید براش

یه کتاب شعر بنویسه و صفحه اولش کل اشعارشو بهش تقدیم کنه و

بگه : " تقدیم به اویی که ترانه هایم از برای او جان گرفته اند" ؟!

یا حداقل از من بخاطر بودنم تشکر کنه؟! :(

یعنی حتی یه نفرم نه؟!



پ.ن:همیشه دلم میخواسته خواننده اپرا بشم...هیشکی نیس رو من سرمایه گذاری کنه؟!...


...گفتم ای بی درد در عشق تو بیخود گشته ام...گفت عاشق نیست این،از خود خبر دارد هنوز/.

masi Rika ۲۲ نظر

اون ته مه آم کسی نمونده یعنی؟


وجود سحر قریشی یا نیما شاهرخ شاهی تو یه فیلمی...به نوبه خودش دال بر مقوا بودن فیلمه!!!


پ.ن:میخواستم اسم پوریا پورسرخم ذکر کنم...منتها بخاطر "روز سوم" ازش گذشتم! -_-....البته استثنا قاعده رو نقض نمیکنه!!


پ.ن2 : یه قانونی هس تو خونه ی ما...که حتی اگه اطلاعی از شکلات وا نشده ی منتها الیه سمت راست زیپ کوچیکه ی جیب مخفی کوله پشتیت نداشته باشی هم...باز هممورچگانی به آن دست خواهند یافت..اگه یه روز دیگه این وب آپ نشد بدونین منم خوردن!


+ چندروز نبودم...همه رفتن..حس آخرین انسان بازمونده ی کره ی زمینو دارم...

masi Rika ۱۳ نظر

مردی تنها...یه ماه مونده به آغاز فصلی سرد!

اینجوری که هوا داره به درجه های زیر صفر نزول میکنه،

برای «زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد» بودن آدم نیازمند یه شلوار بگ میشه که بتونه زیرش دو سه تا شلوار پشمی رو هم بپوشه...

یه شال گردنم سه بار ۳۶۰ درجه بچرخونه دور چک و چونه ش،جنسیتشم قابل تشخیص نباشه...


پ.ن:به درجه ای از عرفان رسیدم...که هر قدبلندی رو تو کوچه خیابون میبینم حس میکنم خدا  در حین خلقش واسش گل (gel)کم آورده بوده،قبل اینکه من خشک بشم یه مشت گل از رو سر من ورداشته چسبونده به اون...

masi Rika ۱۶ نظر

فقط ماها...:)

-اون پیرزنه خوبه یا بد؟!

-شخصیت خاکستری انیمیشنه...نه خوبه نه بد..!

-گربه هه چی؟!

-نگین جان گربه س!حیوونه!خوب و بدش چیه این وسط؟!

-راس میگی...فقط آدمان که خوب و بد دارن!!!.... :)


پ.ن ۱ :نمیدونم یادتونه یا نه!حتی نمیدونم دیدینش یا نه!فقط میذارمش واس کسی که همون حسی رو با شنیدنش داره که من دارم..

...اگه بعد از مدتها..سراغ دوستی رفتین...و اون از روزای نبودتون گله ای نکرد...بدونین که خیلی وقته فاتحه ی اون رابطه رو خونده!!...


masi Rika ۱۷ نظر

آ لاو یو ماما!!❤

1.

[در حال مشاهده ی کنسرت مهستی با هنرنمایی دختر نازش!! ]

+من : ینی به قد و قواره ی دخترش نگا نکرده که میگه سحر دختر نازم!؟

-مامانم : همه ی مامانا بچه هاشونو خوشگل میبینن..

+یعنی توام منو خوشگل میبینی؟!   

-تو استثنائی! :|


2.

[درحالی که دارم یه شعر از حافظ براش میخونم]

+مامان نگا چقد شعرش قشنگه...آخه این حافظ لعنتی چجوری میتونه انقد خوب شعر بگه؟!

-حافظ اگه مث من هم سر کار میرفت،هم کارای خونه رو میکرد،هم غذا درست میکرد،هم کلی ورقه ریخته بود رو سرش که تصحیح کنه و از همه مهمتر بچه ای مث تو داشت که باهاش سر و کله بزنه دیگه یه بیت شعرم ازش تراوش نمیکرد!


3.

[عکس العمل مامانم بعد اینکه دید اسم مشاورم که کیوانه رو تو گوشیم سیو کردم "کیوی ژون!:دی"]

-18 سال از عمرمو پوچ کردم با تربیت تو!:|


4.

[خطاب به من و داداشم وقتی داریم ادای خواننده های موردعلاقه ی همدیگه رو درمیاریم]

-جای شما دوتا مزرعه ی کلم پرورش میدادم بیشتر به نفعم بود!!!


....و در آخر

مادر عزیزم!!

کاش میدیدی چجوری کورسوی امیدو در نطفه میکشی وقتی ازت میپرسم ژاکتمو ندیدی؟!...و تو میگی چرا دیدم!...ومن با شوقی وصف ناپذیر میپرسم کجاست؟!..و تو میگی کوله پشتی انداخته بود داشت میرفت کوهنوردی...


با وجود علاقه ی سرشارت به من...که از نوشته های بالا کاملن تو چشم میزنه....من عاشقتم!! :)

masi Rika ۲۲ نظر

هرچی صبر کرد..آسمون آبی نشد...

 

 
پ.ن : با این آهنگ میشه عصیان کرد...میشه دیوونه شد...
میشه دنیارو آتیش بزنی و بعد بالای یه کوه بلند بشینی و نقطه به نقطه ی کلمه هاشو مثل یه چای داغ ببلعی و به خاکسترای باقیمونده ی پایین دره نگاه کنی....

 

masi Rika

"پدر دزدی های ادبی" بیشتر بهش میخوره!

کشتن اونایی که به یغما گلرویی لقب شاعر مردمی و مبارز و سختی کشیده و روشنفکر میدن و زیر پستاش مینویسن :

"پدر شعر معاصر"(!!!)

"استاد بدون شما شعر به قهقرا میره "

"خدا تو خلقت تو سنگ تموم گذاشته"

"شاهکار خلقت"

و از این دست مسائل..

ارجحیت داره به قتل تتلیتیایی که 12 شب زیر پست تتلو بق بقو میکنن..

حتی گاهی فک میکنم دسته ی دوم قابل تحمل تر باشن!

masi Rika ۱۷ نظر

حسای خوبِ یهویی! :)


اینکه تاریخ آخرین لبخند مکتوبم تو دفترچه شادیام دو ماه پیشه حس خوبی نداره....

میشه زودتر بیای تا ورق بخوره؟

#دلم_برای_لبخندت_تنگ_شده! :)


پ.ن 1 :تو زندگی هممون یه جمله هایی رو میشنویم که حتی صد سال بعد...با یادآوریش همون حجم حس خوب و همون لبخند عریضی رو لبمون میاد که روز اول بوده...

یه جایی بنویسینش که هر روز با دیدنشون لبخند بزنین :)


پ.ن 2 : یه وقتایی یهویی وسط حرف دوستتون بپرین و بهش بگین "چقد تو خوشگلی!" :) ...شاید جمله ی ساده ای باشه...ولی تمام روز یه نفرو میسازه!! :) #خرذوق_طوری! :دی


پ.ن 3 : یکی منو قانع کنه این چه وعض معرفیه؟! دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه



پ.ن4 : چرا فقط دو تا دونه دانلود؟!؟:|...انقد زیر همه پستام میذارمش که همتون دانلود کنین!همینه که هست! ^_^ همون کلیپ پست قبلیه!!


masi Rika ۱۸ نظر

هندزفری را دریابیم خواهشن!!

پسر همسایه ی عزیز!!

تقاص شکست عشقی شمارو  ما نباید بدیم که برادر من..

اگه یکم فرهنگ اجتماعیتو ارتقا میدادی و ولوم آهنگو تا ماکزیموم پاره شدن پرده گوش اینجانب بالا نمیبردی شاید طرفت ولت نمیکرد!

همه ی اینا به کنار...به جون تو که نباشی میخوام دنیام نباشه (!!!) من اسم ساسی مانکنم میاد خندم میگیره...اصن وقتیم که با صدای ماتم بار میخونه "منو ندید...چه ساده باهام بد شد" و این بساطا،من اتومات تو ذهنم "موشول اینا کوجائن؟! " پلی میشه!!!

حداقل بزن بعدی...شاید ترک بعدی داریوشی چیزی بود...لااقل منم یاد بدبختیام بیفتم چارتا گوله اشک بریزم واس این بخت سیاه شده م!!

اگه سلیقه عشقیتم مث سلیقه آهنگیت باشه به درک که رفت!!

این دو روز زندگیو زهر مار خودت نکن!!یک دست جام باده رو فعلن جور کن نمیخواد دست دیگه ت به زلف یاری بند باشه!!بشکن بزن با دست خالیت!

آقا!!!!...اون وامونده رو خاموش کن تا نیومدم تو کوچه این کتاب تست زیستو نکردم تو حلقت...


پ.ن : این پسر همسایمون همون +اینه!!!!چندوقته نمیاد زیر پنجره م داد و فغان کنه سر گرل فرندش که چرا مانتو قرمزه رو پوشیده بودی،واس همین به این نتیجه رسیدم کاتیده شده رابطشون!!


پ.ن بی ربط! :شما خردادیانو پرت کن تو یه اتاق درو قفل و کلید کن...یه آهنگ داریوشم براش بذار...اگه با همون قر 180 درجه نداد من موهامو با نمره صفر میزنم!به این برکت!!


پ.ن بی ربط تر! : من صدای ایشونو دوست!بسیار دوست!ایرانیم هستن! 📎کلیپش



*10:45    *فک کنم آخرین نفری باشم که فهمیده لئوناردو کوهن دیگه نیست...



masi Rika ۲۲ نظر

زخمای قدیمی نمک پاچیده شده!

از هر بُعدی به قضیه نگاه میکنم.. واقعن حق ارمیا نبود!!! :|


پ.ن: بالاخره آهنگی پیدا شد که آدرنالین منِ از آهنگ جدید پاپ زده شده رو به جوش و خروش بندازه!

حسین کویار - وقتی هستی

پ.ن 2 :اون دو تا رایی که به پانیدا میدادم حرومش باشه!^^ ...

ولی 4 تا رای تو مال خودت پسرم!به این سوی چراغ اگه نیم هزارم درصد ناراضی باشم! :)

پ.ن 3 : نیم خط پست مینویسم 48 خط پی نوشت ! :|

پ.ن 4 :  همینه که هست! ^^

masi Rika ۱۳ نظر

چالش عکس بچگی و این حرفا!!

ازونجایی که کلن از همه چی عقبم یخورده دیر اقدام کردم!!

راستیه که شبیه نارنگی خوشحاله منم!!

اون چپیه م که مث ملکه الیزابت تکیه داده به تخت و به سیل عظیم طرفداراش لبخند ژکوند تحویل میده...اونم منم!^^




masi Rika ۱۹ نظر

بالاخره 60 ساعت! :|



دلیل اینکه این عکسو گذاشتم فقط این بود که یادم بمونه چقد به شخصه خر زدم و از تمام لاولیام بخاطر درسم گذشتم!

هرچند...هیچوقت هیچکس به اندازه تلاشش نتیجه نمیگیره!! :)


پ.ن : دلم میخواد یه گور دسته جمعی بکنم ،تک تک اینایی که رو عکس پروفایل تلگرامشون مینویسن "صاحب این پروفایل فوت شده " ، " دوستام سیاه پوشمن " ,"اونی که مرده منم،سر قبرمه ننه م " و زاویه دار پرت کنم توش...به آرزوی دیرینه شون برسونمشون!

تفلونایِ اعصاب خورد کنِ کمبودتوجه دار!! :|


پ.ن 2 : چرا با وجود اینکه قراره هر شب پتو رو باز کنیم بکشیم رومون که نچاییم بازم باید صبحا بشینیم از چهار گوشه پهنش کنیم خط کش بذاریم منظم تاش کنیم!؟

هرچند تو این تایم اندک هیچکس موفق به کشف راه نوین غنی سازی اورانیوم نشده،ولی این کار بیهوده به چه سببه واقعن!؟

یه جا گوله ش کنیم بچپونیمش تا شب دیگه....

masi Rika ۲۳ نظر

...

چرا گنجشکا همیشه تو حرف همدیگه میپرن؟

هیچوقت از دست هم ناراحت نمیشن؟

دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه

masi Rika

Get busy living, get busy dying!!

Image result for shawshank redemption

+رستگاری در شاوشنک رو اگه ندیدین (که بعید میدونم کسی انقدر مثل من دل گنده باشه که فیلم اول IMDB  رو تا الان ندیده باشه!! ) حتما ببینید!
با ندیدنش سه چهارم عمرتون بی شک بر فناست..الباقیشم یحتمل بر فناست ولی دیگه واس هرکسی به نسبتی و دلایلی!!


پ.ن : دوستان عزیزی که روزی 8 تا پست شکست عشقی میذارن دل مارو خون میکنن در اولویتن!واس اونا بیشتر توصیه میشه!!!
پ.ن 2 : منم حاضرم حبس ابد بخورم...اگه اندی دوفرین م تو اون زندان باشه!!!!!!!!!!!!!!
پ.ن 3 : اونا برای زندگی میارنت اینجا و این دقیقا همون چیزی که ازت میگیرن....

masi Rika ۲۰ نظر

مردِ دوست داشتنی!


شهاب حسینی (بهمن ) :

دوس داشتم واس آخرین بار ببینمت
میگن اگه آدم کسیو دوس داشته باشه تو همون نگاه اول اتفاق میفته..
میترسم تو این هیری ویری و اوضاع چپ اندر قیچی بزنه تو همون نگاه آخر مهرت بیفته به دلمو یه عمر با عذاب وجدان زندگی کنم...
....
تنها چیزی که ازت برام مونده یه اسکناس دو تومنیه که از زندون برام فرستادی..
یادته؟
وقتی فهمیدم اونی که انداختدت زندون همونیه که عکسش رو دوتومنیه جرش دادم...
تنها چیزی که ازت مونده یه اسکناس دو تومنیه چسب خورده س..

<<برف روی شیروانی داغ _محمدهادی کریمی>>


پ.ن : نوشتن از محمد هادی کریمی سخته...خیلی سخت!

فقط همینو بگم...که چندین سال بعد...خیلی دیر همه متوجه میشن که کی بوده...و چی گفته!

پ.ن 2 : فیلم فوق...از دوس داشتنی های اینجانب میباشد،که نامبرده کارگردانی و نویسندگی آن را عهده دار بوده..چرا نمیشه فیلمارو خورد؟! ^_^

پ.ن 3 : باید اعتراف کنم اولین روزایی که حس خوب به خودش و فیلماش پیدا کردم تصویری که ازش تو ذهنم اومد یه مرد 60 ساله با موهای جوگندمی وریش بلند و چشمای قهوه ای تیره بود...نه +این!!!

masi Rika ۱۶ نظر

آقای برادر! ❤




امروز اتفاقی تونستم برم تو میل باکس یه آیدی قدیمیم که رمزشو فراموش کرده بودم...

اولین ایمیلی که باز کردم ایمیلی بود که تاریخ تولد چندسال پیشم روش بود..28 آذر!..

اولین سالی بود که تولدم پیشم نبود...چندوقتی بود که داشت ساز دهنی یاد میگرفت..واسم آهنگ تولد زده بود و فرستاده بود...

یادمه اون روز اونقدر از شنیدن آهنگش  ذوق زده بودم که دلم میخواست آهنگشو  از تو اسپیکر بکشم بیرون و بغلش کنم...
خیلی خوبه که یکی از همه لحظه هات خبر داشته باشه...

بدونه روز تولدت دلتنگشی...

که حتی تولد 17 سالگیت با دوستات برنامه بچینه که وسط تولدت با کیک باب اسفنجی ظاهر شه و سورپرایزت کنه! :)
اینقدر خوب بودن واس یه نفر زیادیه!
مرسی که حتی اگه پیشم نباشی م حواست بهم هست!
شاعر جانِ من... :)
 



 

 

masi Rika ۱۳ نظر

پوکرفیس طوری :|

کارگردان فیلم مردعنکبوتی 3 (Spiderman 2007 ) اگه تو ایران از جلو تلوزیون رد شه و اتفاقی فیلمشو ببینه نمیشناسدش!!به دوربریاش میگه چه فیلم درپیت و بی و سر و تهیه!!مقوای خالصه!!

انقد که این سانسور چیای عزیز تحول نوین توش به کار بردن!

یعنی منی که 7 سال تمام هروقت چشمم تو چشم فیلم خورده بخاطر مرگ +هری خون گریه کردم نباید میدونستم که هری بوی فرند مری جین بوده؟!

یجوریه که آدم فک میکنه این جماعت 75 میلیون نفری همه گوشی به دست هرروز زنگ میزدن صداوسیما که شمارو ارواح خاک رفتگانتون این اسپایدرمن 3 رو پخش کنین!مریض داریم تو خونه اگه فیلمو نبینه سرخرگ آئورتش از هم میپاچه!!

اینام نشستن فک کردن چجوری این فیلم صهیونیستیه منافی عفتو تو انظار عمومی به نمایش بذارن،ورداشتن دوباره سناریو نوشتن واس فیلم،دیالوگ جدید طرح کردن،مسیر داستانو به کل تغییر دادن!!خانواده نشسته به هرحال! :|

بعد توجه کردین که اینایی که سانسور میکنن چقد از خودگذشتگی دارن!؟

این همه گناه میکنن و صحنه ی خاک برسری رو به جون میخرن که ماها سر پل صراط پامون نلغزه!!!این حرکت قابل تقدیر نیست واقعا؟!


پ.ن:چیلیک چیلیک اشکایی که من واسه این فیلم در طول سالیان متمادی ریختمو اگه جمع کنی قشنگ دریاچه ارومیه به طبیعت برمیگرده!!

masi Rika ۱۵ نظر

تویِ تلخ بی معرفتِ بی معرفت!

 

حکایت رفاقت من با تو ،حکایت "قهوه" ایست ،
که امروز به یاد تو .....تلخِ تلخ نوشیدم !
که با هر جرعه ،
بسیار اندیشیدم... ،که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ،
که انتظار تمام شدنش را نداشتم !
و تمام که شد ،فهمیدم ،باز هم قهوه می خواهم !
حتی ،تلخِ تلخ !
شبیه "باز هم " ماندنِ من ،
با توی تلخِ بی معرفتِ بی معرفت ...

#عاطفه_اکبری_فر


پ.ن :من!احساسی طوری!!! :))

masi Rika ۱۳ نظر
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان