اندر احوالات این روزای من!!

خیلی ناگهانی میون این همه مشغله و درس و گرفتاری دلم خواست پست بذارم!!
دیدم همه راجب اول مهر و باز شدن مدرسه و پاییز و هوای دونفره و چتر و این بساطا دارن حرف میزنن..
فک کردم دیدم ما که کلن بارون چیز جدیدی نیس واسمون!!12 ماه سال اینجا سیله،یه نفرو میخوای چترو واست خرکِش کنه بیاره!!حالا اگه شما بهش میگین دو نفره من حرفی ندارم!^^
ازونورم دیدم این شعر "مدرسه ها واااااا شددددده" و بطبع نیز همهمه ای نیز برپا شده پشت بندش، که با صدای عنکرالاصوات یه سری بیکار مدام اول مهر هر سال ریپیت میشه هم مناسب حال من نبود!!چون مدرسه ی ما از تیر ماه درش به روی همگان باز بود و همهمه نیز هر روز شنبه با زدن درصدای ترگل ورگلمون روی بُرد برپا میشد!!
گفتم یکم راجب دبیرای محترمم بنویسم!که اگه خدا عمری داد و چار سال بعد اومدم پستای قدیمیمو بخونم چشمم بیفته به این پست و چیلیک چیلیک اشک بریزم!!

یه دبیر ادبیات داریم!!به شدددت جنتلمن مآب!!ینی انقدر  این آقا متشخصه!انقققدر  جذاب حرف میزنه!انقددددر  از نظر ظاهر کامله!انقققدر  روشنفکر و باشخصیته و با سواد و تحصیلکرده س که حال آدم بهم میخوره!!
ینی ازون دسته آدماس که از در کلاس که خارج میشه تا دم در مدرسه 10 نفر دورش کردن که از سخنان لطیفش بهره مند بشن،دونفر از سر و کولش آویزونن که سوال قرابت معنایی (!!!) بپرسن!!چارنفر پاشو بغل کردن همگام باهاش رو زمین کشیده میشن!!سه چهار نفرم در پی ایشون در حال دویدنن که از اجتماع ایجاد شده عقب نمونن!
ینی عمیقن منو یاد اون صحنه ی انیمیشن شگفت انگیزان میندازه که گوله های گردالی مشکی سمت باب (مستر شگفت انگیز) پرتاب میشد و عین چسبونک بهش میچسبید،باد میشد نمیذاشت راه بره!!!

یه معلم شیمی داریم!این عاقا کلن معتقدن که "خانوما!شما از استوکیومتری کوفت هم بلد نیستین!"
ینی قدرتی که ایشون در پودر کردن فرد،و ردکردنش بصورت افقی از زیر در دارن،ازین دستگاه ماشین کوبای گنده با اون عظمتشون ندارن!!

یه معلم زبان داریم!!مهد هرگونه تیشرت آستین کوتاه!!ینی فک کنم با شرکت الوان رنگ قرارداد بسته!هرروز یه رنگ متفاوت میپاچن به تیشرت سفید میدن دست ایشون!!!دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزه

و در آخر!!یه معلم ریاضی داریم....عشق ترین معلمی که من در طول دوران تحصیلیم داشتم!!!در این پست هم بهشون اشاره ای نموده بودم!!یه عالمه جمله اگوج مگوج ازش یادداشت کردم که یه روزی واسش رو میکنم!!^_^
اصلن فک نکنین این علاقم بهش بخاطر اینه که این آقا بسیار رفتار ملیحی داره یا زیادی مهربون وهپیه و این حرفا!!خیر!!به هیچ وجه!!دوسش دارم چون خودشه!!
ینی جوریه که این پتانسیلو داره تو کلاس وقتی گشنش شد از بچه ها پتی بور بگیره بزنه تو چایی بخوره!!در همین حد ریلکس و لاولی!!!
اِنی وِِی...ایشون هیچ اعتقادی به نورون حسیِ حساس به گرما و سرما نداره!!ینی فرقی نداره آفتاب با زاویه 90 درجه و بصورت عمود بتابه یا چله زمستون باشه و برف گوله گوله بشینه رو زمین!!در هر صورت کولر کلاس باید رو دمای 16 درجه باشه و یه پنکه اون جلو روشون تنظیم شده باشه و با بالاترین قدرت براش بال بال بزنه!!!
اصلنم مهم نیس واسش که داره به یه سری یخ منجمد مثلثات یاد میده!!
میدونم که یه روزایی خیلی دلتنگش خواهم شد...

پ.ن: خیلی حرف زدم!!!کسی حوصله داره بخونه اصن؟! :)




MasiRika
negin
ینی دلربایی ک دبیر ادبیاتت هس زلیخا نبوده😂😂

نشان بارز شعر " تویی لیلی و همه ی شهر مجنون"!!:)))))))

بهار خادمی
فوق العاده قشنگ بود...قلم ت هم خیلیییی شیرینه!!

ممنونم بهار خانومی!:))
لطف داری!:))

TiaRa
Dabire riazitouno dust midaram
Tu kelas chayi mikhore vaghean?😁
Adabiatia chera hamashoon jazaban?

من نیز خیلی!^^
چاییو همشون میخورن وسط کلاس!!قلیون خونه س انگاری! :|
منم در عجبم!:))

TiaRa
Rasi chera hame moalematoon mardan?😊

خودمم متوجه نشدم هنوز!!^^
فیزیکمون خانومه البته!

خانوم لبخند
هیچ سوالی هم نه، قرابت معنایی!!!:/

دقیقن!!:)))
قرابت بهونه س،مقصود دیدن یاره!^^

نگار
وای معلم ریاضیتون معرکس:-)
مجرده؟!^_^

خیر!!!:)))))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان