۱۸۳.

حالم الان طوریه که به ادوارد دست قیچی بگم hold me

اونم بگه i cant

انگشتمو بکشم رو زخمای صورتش‌ و لبخند بزنم و بگم بیخیال رفیق

بعد خودمو جوری بفرستم تو بغلش که دستای تیزش مهره ی کمرمو بشکافه...


MasiRika
کمی‌ از "من"ی که دوست داشتم باشم...

الباقی عظیمی که سرریز شده را

میان کائنات گم کرده ام/.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان